دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✿爸♫علي♫爸✿

✿爸♫علي♫爸✿
مرد - مجرد
امتیاز: 230.6

دنبال‌شدگان

(131 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(115 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

✿爸♫علي♫爸✿
2d821_6e10.jpg ✿爸♫علي♫爸✿

نقاش نیستم ولی دلم برایت پر می کشد..

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

در دشت فلک به دانه‌ چینی در جوی سحر، به سینه‌ سایی از کلبه تنگ بینوایان تا قصر بلند پادشایی بر بام ستاره‌ها برآیم هر شام بدین شکسته‌ پایی تا بشکفد این جوانه شعر چون تاج سپیده‌ دم، طلایی با این همه، در دل تو ای دوست تا نیست امید رهگشایی

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

با چشم و دلی، ز مهر سرشار پرسید چگونه می‌سرایی در چنبر عالم زمینی یک‌ باره چه می‌شوی هوایی؟ ناگه ز کدام زخمه گردد چنگ دلت از نوا، نوایی؟ جانت ز کدام جلوه یابد این نقش و نگار کبریایی؟ گر نیست لطیفه ی بهشتی ور نیست ودیعه ی خدایی

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

دل من پشت نگاه گل سرخ... گیر یک خار افتاد

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

از یاد تو كجا بگریزم كه بی گمان تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم با چشم دل به چهره خود می كنم نگاه كاین صورت مجسم رنج است یا منم ؟

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

ما نیستیم ازاهل این عالم که می بینید وز اهل عالم های دیگرهم یعنی چه ؟پس اهل کجاهستیم؟ ازاهل عالم هیچم و چیزی کم

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

چقدر تنهاست .. شاعری که عاشقانه هایش دست به دست می روند

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

بااین شب دم کرده که فردا شدنی نیست ای پنجره ها پلک شما وا شدنی نیست انگار کسی در دل من زمزمه می کرد کاین ریشه ی خشکیده شکوفا شدنی نیست

✿爸♫علي♫爸✿
2d538_bad7.jpg ✿爸♫علي♫爸✿

دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن روی تخته خط بکش … گوشم را مکش مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر اما کنون .. مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان روزت مبارک عموي عزیزم ./

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

یک دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه. روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت!! … … … نتیجه اخلاقی این ماجرا: پسرهای مهندسی هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند!!!!

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

خدافظ

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

@ali خوش اومدی هم نام عزیز....دنبالتون می کنم

✿爸♫علي♫爸✿
✿爸♫علي♫爸✿

@آقـا اَمـیـن امین جان چرا دیدگاهات غیر فعاله ؟؟؟