yase kabud
کوچولو که بووودم فکر می کردم زندگی یه خوابِ ... هَمش منتظر بووودم که بیدار شَم ... الان که بزرگ شدم ... تازه فهمیدم بچِگیام چِقد عاقل تر بووودم ...
yase kabud
شبها می نشینم و از ماه می نویسم ... از زیبایی اش ... از اینکه مرا افسون کرده می نویسم ... و نامش را عاشقانه صدا می زنم... و او هر بار چشمانش را در کاسه می گرداند... پنبه ای در گوشهایش فرو می کند و زیر لب می گوید ... باز هم شب شد باز هم یک شاعر دیوانه دیگر ... !
yase kabud
من به آمار زمین مشکوکم ... اگر این سطح پراز آدمهاست ... پس چرا مهدی زهرا تنهاست...؟!
yase kabud
چه ایمیلِ جالبی بود ... چِقد واقعا ما آدما کوچیکیم در مقابلِ این همه عظمتِ خلقت ... ولی خُب ، بازم این ماییم که اشرفِ مخلوقاتیم ....؟
yase kabud
من مسئول چیزی هستم که میگم، نه چیزی که تو ازش برداشت میکنی ....!!!
yase kabud
همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش را بست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!.... سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد! حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود ...
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 32 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 29 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 27 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 24 دقيقه قبل