دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

yase kabud
yase kabud

الان آجیم داره اندیشه میخوونه ... بُلـــــــــــند بُلــــــــــــــند ... بعد برگشته میگه " لغزش های اخلاقی اندیشه " رو یادم باشه تووو جواب اَلکیایی که از خودم در میارم بذارم ... باکلاس میشه ... (واااااااااااای خدایِ من ) ...

yase kabud
yase kabud

کوچولو که بووودم فکر می کردم زندگی یه خوابِ ... هَمش منتظر بووودم که بیدار شَم ... الان که بزرگ شدم ... تازه فهمیدم بچِگیام چِقد عاقل تر بووودم ...

yase kabud
yase kabud

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاروون ...

yase kabud
cute_praying_kitten.jpg yase kabud

دقت کردین این گربه ها هم آدم شدن واسه ما ؟ قبلنا هیبتی داشتیم... از دور پخ میکردیم 3 متر رو هوا بودن ... حالا از کنارمون رد میشن،نگاه معنادار چن ثانیه ای هم میکنن! همینمون مونده به نشانه افسوس سرم تکون بدن ...

yase kabud
شب-و-ماه.jpg yase kabud

شبها می نشینم و از ماه می نویسم ... از زیبایی اش ... از اینکه مرا افسون کرده می نویسم ... و نامش را عاشقانه صدا می زنم... و او هر بار چشمانش را در کاسه می گرداند... پنبه ای در گوشهایش فرو می کند و زیر لب می گوید ... باز هم شب شد باز هم یک شاعر دیوانه دیگر ... !

yase kabud
yase kabud

هر جای دنیایی دلم اونجاست من کعبه مو دور تو میسازم من پشت کردم به همه دنیا تا رو به تو سجاده بندازم ...

yase kabud
yase kabud

من به آمار زمین مشکوکم ... اگر این سطح پراز آدمهاست ... پس چرا مهدی زهرا تنهاست...؟!

yase kabud
si_535.jpg yase kabud

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم / بی تو من از جوانی خود سیر می شوم / من در شعاع پرتو شمس الشّموسیَت / بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud

این پُستایی که بالایِ پروفایلاتون هِی بُــــــــــــدو بُـــــــــــــدو میکنن از کجا میان ؟ ها ؟ چرا من بلد نیستم آخـــــــــــــــــه ...

yase kabud
yase kabud

چه ایمیلِ جالبی بود ... چِقد واقعا ما آدما کوچیکیم در مقابلِ این همه عظمتِ خلقت ... ولی خُب ، بازم این ماییم که اشرفِ مخلوقاتیم ....؟

yase kabud
yase kabud

من مسئول چیزی هستم که میگم، نه چیزی که تو ازش برداشت میکنی ....!!!

yase kabud
yase kabud

رفته بودیم ملاقات ِ دختر عموم ... پاشو گچ گرفته آخه ... شیرینی خامه ای بردیم براش ، از این نون خامه ای کوچولوآ ، همش یه دونه خوردم ، من بازم می خوام ...

yase kabud
yase kabud

حرف زیاد دارم واسه گفتن ، فقط یه مشکلی هست ... آخه من از اولم تو جمله سازی ضعیف بودم ...

yase kabud
yase kabud

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش را بست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!.... سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد! حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود ...

yase kabud
yase kabud
در خدا

و چقدر مشتاقم به آنکه مرا می بیند و من او را نمی بینم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.