دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud

یاس بوی مهربانی می دهد ... درباره »
yase kabud
زن
امتیاز: 3467

دنبال‌شدگان

(251 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(464 کاربر)

گروه‌ها

(174 گروه)

بازدید

yase kabud
345_20090824_1997596080.jpg yase kabud

/ ...

yase kabud
yase kabud
در خدا

می توان با این پرواز كرد/ سفره ی دل را برایش باز كرد/ می توان درباره ی گل حرف زد/ صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد /چكه چكه مثل باران راز گفت/ با دو قطره، صد هزاران راز گفت/ می توان با او صمیمی حرف زد/ مثل یاران قدیمی حرف زد/ می توان تصنیفی از پرواز خواند /با الفبای سكوت آواز خواند ...

yase kabud
ya_hossein_4.jpg yase kabud

به سوی منزل ارباب رهی کم مانده/ به سرم حسرت ایام پر از غم مانده/ همه انصار بن علی بی تابند /چون که یک چله به آغاز مانده...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud
در خدا

من دلم قرصه کسی غیرازتو با من نیست/ خیالت از زمین راحت که حتی روز روشن نیست/ کسی اینجا نمیبینه که دنیا زیر چشماته /یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته/ فراموشم میشه گاهی که این پایین چه ها کردم/ که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم/ وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن! /شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه....منم جاکن!

yase kabud
yase kabud
در خدا

این دل که میگویند نمیدانم کجاست؟ اما گاهی عجیب میگیرد! گاهی دلتنگ می شود! گاهی هم چاره ای جز صبر ندارد گاهی به در بسته میخورد و هر چه به هر جا میرود باز هم ... این دل که میگویند نمیدانم کجاست مثل عقل مثل خدا ... مثل خدا که نمیدانم کجاست مثل خدا که تا به حال ندیدمش مثل خدا که گاهی دلگیر میشوم از اینکه چرا سرش اینقدر شلوغ است که مرا فراموش کرده غافل از اینکه من او را فراموش می کنم... مثل خدا که گاهی عجیب دلتنگش میشوم مثل خدا که گاهی میخواهم از همه چیز به او پناه ببرم مثل خدا اما خدا تو که بی مثالی! میدانم که حرفم را فهمیدی میدانم که میفهمی چه میگویم خدای بی مثال دلم گرفته ...دلی که نمیدانم کجاست ! شاید آمده پیش تو دلم را پس نفرست فقط راه را نشانم بده تا من هم بیایم...

yase kabud
yase kabud

از های بچگیم بودا ...( )

yase kabud
yase kabud

بدانند آنها که تیغ برکشیده اند که صدای اسلام را خفه کنند ، بدانند که این دین با خون آبیاری شده ، خون عزیز اسلام ؛ با خون های لبهای خشکیده ، حنجره های پاره شده، با خون چشمان منتظر، دستان قطع شده ، باخون سینه های خشکیده ، با خون صورت های سیلی خورده ؛ با خون پاهای آبله زده ، با خون سرهای بر نیزه….

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud

شهر پر از بیداد شد/ آسمان لبریز از فریاد شد/نخل ها بر سینه وسر می زنند/ طائرانِ عرش پرپر می زنند/چشم جبرئیل امین مبهوت بود /غرق ماتم عالم لاهوت بود ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
_1_~1.JPG yase kabud

دیشب میان پنجره ها،صحبت تو بود/ حرف از دل غریب من و غیبت تو بود/ رفتی و همصدای دلم بغض کرده باز/ سجاده ای که گریه بر آن عادت تو بود/ من ماندم و هوای رسیدن به آسمان / همسایه ی ستاره شدن قسمت تو بود ...

ENSAN
ENSAN
توسط yase kabud

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید. پیامبر کلیدی برایمان آورد . اما نام او را که بردیم قفل ها بی رخصت کلید باز شدند. من به خدا گفتم : امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است. خدا گفت : کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست.

yase kabud
Un885ed.png yase kabud

حتی مرا هم صـــــــــــدا می زند ...

yase kabud
-emame-zaman.jpg yase kabud
در ظهور

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت‏ /دست مرا بگیر كه آب از سرم گذشت‏ /مانند مرده‏ای متحرك شدم، بیا /بی تو تمام زندگی ‏ام در عدم گذشت/‏ می‏خواستم كه وقف تو باشم تمام عمر /دنیا خلاف آنچه كه می‏خواستم گذشت/‏ دنیا كه هیچ، جرعه آبی كه خورده ‏ام‏/ از راه حلق تشنه ی من، مثل سم گذشت/‏ بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ‏ایم‏/ از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت/ تا كی غروب جمعه ببینم كه مادرم‏ / یك گوشه بغض كرده، كه این جمعه هم گذشت‏ /مولا! شمارِ درد دلم بی‏نهایت است‏/ تعداد درد من به خدا از رقم گذشت‏ /حالا برای لحظه ‏ای آرام می‏شوم‏ /ساعات خوب زندگی ‏ام در حرم گذشت‏

ENSAN
71957529989766033092.jpg ENSAN
توسط yase kabud

ما آدمها ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase kabud
yase kabud

سلام بر تو ای ماه خوب خدا. با این همه عظمتت به خانه ی تنگ و تاریک دلهایمان قدم نهادی. خوش آمدی. آمدی و از حضور خدا سرشارم کردی...

yase kabud
yase kabud
در ظهور

چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است …

yase kabud
-emame-zaman.jpg yase kabud
در ظهور

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر/ باران بیار و باز بباران از آسمان/ اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو! آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن! یک پای در جهنم و یک پای در بهشت یا زیر دستهای نجیب تو در امان!