yase kabud
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود. عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد. بالاترین نقطه ى زمین، شانه های پدر بود ... بدترین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند. تنها دردم، زانو های زخمی ام بودند. تنها چیزی که میشکست، اسباب بازیهایم بود. و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
yase kabud
روزگارا... که چنین سخت به من میگیری، باخبر باش که پژمردن من آسان نیست، گرچه دلگیر تر از دیروزم، گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم... که زندگی باید کرد، تو نیز بدان، که پژمردن من آسان نیست
yase kabud
قلم زدم به مرکب کنار این فانوس/برای تان بنویسم، برای اقیانوس/ نفس برای شما خرج میشود بانو /ولی نفس شده اینجا کنارتان محبوس /هر آنکه اسم خودش را نهاده بود ابتر/ز خواب ناز پرید و ندید جز کابوس /به روی بیت نبی عطر یاس می بارد /که خانه ها همه با عطرتان شود مأنوس/ بدین وسیله خدا راز خلقتش را گفت /صدای گریه ی تو با شمارش معکوس /تو آمدی مترادف کنی برای پدر/ میان فاطمه و آمنه در این قاموس/ تو ماورای حروفی و ماورای کلام /لغت ز درک مفاهیم تان شده مأیوس /خدا نوشته خودش را علی که از این پس/ برای خود بنویسد علی تو را ناموس /مدینه از برکات شما نمک خورده /مدینه حرمت نان و نمک!...فدک،افسوس/ مدینه پا به قدم های تان نمی آمد/ برای عصر حجر ماند و عهد دقیانوس /مدینه برکه ی نا چیزی از معما هاست /مدینه را چه به امواج پاک اقیانوس ؟؟!!! شاعر:مجتبی کرمی
yase kabud
دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی هرگز او را نخواهی دید!
yase kabud
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود .
yase kabud
می گن اسمت مث بارون دلارو تر می کنه ... می گن عصمت تو دل ها رو کبوتر می کنه ...
yase kabud
چه زوود احساسِ صمیمیت می کنه ... سالی یه بار میبنمش ... ولی هر دفعه که همدیگه رُ میبینیم ... به چشمم خوب میاد ... نمی دونم چرا بد قضاوت میشه ...
yase kabud
نه ميتونم بگم برو , نه ميتونم بگم بمون ... آخه من اينجام رو زمين , تو اونجا اوج آسمون ... بيشتري از يه آرزو , فراتر از يه خواستني ... عشق تو , تو خون منه , يه عشق نا گسستني ...
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 57 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 50 دقيقه قبل




13 سال و 9 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 47 دقيقه قبل