#خدایـــــــــا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن / اگه میشه فقط گاهی،بیا دست منو ها کن / #خدایـــــــــا!سرده این پایین،ببین دستامو میلرزه / دیگه حتی همه دنیا،به این دوری نمی ارزه ...
@mohammad-h چه لطیف است حس آغازی دوباره ... و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ... روز ابتدای بودن! تولدت مبارک آقااااااااااا داداشی ... ایشالا 120 ساله شی ... سلامت و پیروز و موفق باشی و به همه ی آرزوهای قشنگت برسی ... تَ وَ لُ دِت مُ با رَک ...
حس میکنم تورو تو هرشب خودم من عاشق همین احساس تو شدم حست جهانمو وارونه میکنه آرامشت منو دیوونه میکنه حس میکنم تورو یه عمره تو خودم بازم به من بگو دیر عاشقت شدم ...
در کنج قفس بوده اگر، باز پریده است / آن کس که ز خود رفته و تا عشق رسیده است / چون کوه، بزرگی ز تعلّق نگرفته است / خورشید که از هر چه زمین است بریده است / خورشید، نه ماه است که با ننگ بسازد / شب را به کناری زده و صبح دمیده است ...
نگاه کن! تمام درختان دست های خشک شان رو به آسمان بلند است ... آمدنت را فریاد می زنند.... #ای-منتظرِ-ایستاده! دستهایم پل التماس رو به سوی آسمان هم سو با تمام هستی برای آمدنت دعا می کنم ...
نگاه می کنم از آینه خیابان را / و ناگزیری باران و راهبندان را / "من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب" / و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را / چراغ قرمز و من محو گل فروشی که / حراج کرده غم و رنج های انسان را ... #دیدگاه
نگاه می کنم از آینه خیابان را
و ناگزیری باران و راهبندان را
"من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب"
و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را
چراغ قرمز و من محو گل فروشی که
حراج کرده غم و رنج های انسان را
کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راست
بلند کرده کسی لای لای شیطان را
چراغ سبز شد و اشک من به راه افتاد
چقدر آه کشیدم شهید چمران را
ولیعصر...ترافیک...دود...آزادی...
گرفته گرد و غبار اسم این دو میدان را
غروب می شود و بغض ها گلوگیرند
پیاده می روم این آخرین خیابان را...
عزیز مثل همیشه نشسته چشم به راه
نگاه می کند از پشت شیشه باران را
دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست
و چای می خورم و حسرت خراسان را
سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز
و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را
عزیز با همه پیری عزیز با همه عشق
به رسم بدرقه آورده آب و قرآن را
سفر مرا به کجا می برد؟ چه می دانم
همین که چند صباحی غروب تهران را...
صدای خوردن باران به شیشه ی اتوبوس
نگاه می کنم از پنجره بیابان را
نگاه می کنم و آسمان پر از ابر است
چقدر عاشقم این آفتاب پنهان را...
چقدر تشنه ام و تازه کربلای یک است
چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را
نسیم از طرف مشهدالرضاست...ولی
نگاه کن!
حرم سرور شهیدان را...
کاش شماره ی #خدا رو داشتم که هر شب دعاهامو واسش اس ام اس میکردم ... آخه اینطوری مطمئن نیستم که دعاهام بالا بره ... ولی اگه می شد ، دِلیوریش خیالم رو راحت می کرد... مهم نبود که کِی اجابت می شَن ... همین که می دونستم #خدا خوندتِشوون واسم کافی بووود ... آروووم می شدم ...
سلامــــــــــــــ گلمــــــــــــ خوبی
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام دوستم ، ممنون ... شما خوبی؟
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 4 دقيقه قبلمرسی به خوبیه تو گفتم عرض ادبی بکنمــــــــــ گلمـــــــ
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 2 دقيقه قبلممنون عزیزم ...خیلی گلی ...
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 23 ساعت قبل




13 سال و 9 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبل