دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase_kabood

yase_kabood
امتیاز: 14.1

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(17 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

yase_kabood
yase_kabood

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ، فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی ، رود گوشه ی ، دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان ، غزل خواند آن شب ، که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی بر آنند که این مرغ شیدا ، کجا عاشقی کرد ، آن جا بمیرد شب مرگ از بیم آن جا شتابد ، کز مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ، ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا بر آمد ، شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی ، آغوش وا کن ، که می خواهد این قوی زیبا بمیرد@sahar682

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase_kabood
yase_kabood

يك لحظه بعد بود كه توفان تمام شد يعني كه فيل سركش اين قصه ، رام شد « شيرين» بساط عشق تو را رو به راه كرد روي تمام دلهره ها را سياه كرد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
yase_kabood
yase_kabood

پادکست:" آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند..." به مناسبت شهادت امام موسی بن جعفر (ع) [فایل]

yase_kabood
72702.jpg yase_kabood

حکایت شربت شب قدر اردوگاه

yase_kabood
yase_kabood

رفته بودیم شبی سمت حرم یادت هست خواستم مثل کبوترم بپرم یادت هست؟ توی این عکس به جا مانده عصا دستم نیست بعد از آن حادثه پای دگرم یادت هست رنگ و رو رفته ترین طاقچه ی خانه ی مان مهر و تسبیح و کتاب پدرم یادت هست خانه ی کوچکمان کاهگلی بود جنون در همان خانه شبی زد به سرم یادت هست قصد کردم که بگیرم نفس دشمن را و جگرگاه ستم را بدرم یادت هست خواهر کوچک من تند قدم بر می داشت گریه می کرد که او را ببرم یادت هست گریه می کرد در آن لحظه عروسک می خواست قول دادم که برایش بخرم یادت هست راستی شاعر همسنگرمان اسمش بود... اسم او رفته چه حیف از نظرم یادت هست شعرهایش همه از جنس کبوتر باران دیرگاهی است از او بی خبرم یادت هست آن شب شوم ، شب مرده ، شبی دردانگیز آن شب شوم که خون شد جگرم یادت هست توی اروند ، در آن نیمه شب ، با قایق چارده ساله علی ، همسفرم ، یادت هست ناله ای کرد و به یکباره به اروند افتاد بعد از آن واقعه خم شد کمرم یادت هست؟سرخ شد چهره اروند و تلاطم می کرد جستجوهای غم انگیزترم یادت هست مادرش تا کمر کوچه به دنبالم بود بسته ای داد برایش ببرم یادت هست چتوی این صفحه به این عکس کمی دقت کن توی صف از همه