shirin
دگه نامردی رو میشه از نزدیکترین کست ببینی
shirin
ما بچه بودیم یه بازی بیخود بود به نام : «همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !
shirin
می گویند شاد بنویس...!! نوشته هایت درد دارند...! و من یاد مردی می افتم که با ویالونش گوشه ی خیابان شاد میزد اما با چشمهای خیس
shirin
خیلى از اونایی که بودن ، دیگه نیستن چون دیگه اونایی نیستن که بودن …
shirin
خیالت راحت! دل شکسته ها نفــــرین هم بکــنند، گیــرا نیست... نفــرین تــه دل می خواهد! دلــِ شکسته هم که دیگر ســر و تــه ندارد...
shirin
حضور هیچ فردی در زندگیمان بی هدف نیست....خداوند در هر حضوری رازی نهفته است...خوشا آن روز که در یابیم راز حضور افراد را
shirin
بی احساس و بی عاطفه بودن ، انسان را از واقعیت دور میکند امیر احساسات باشیم ، نه اسیر آن
shirin
هنوزم انتظار و انتظار است هنوزم دل بی تو بی قرار است هنوز خواب میبینم به شب ها همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که جمعه آید روزی همان مردی که پایان انتظار است
shirin
اگر قصد ماندگــــــاری ندارید یادگـــــاری هم نگذارید
دقيقا
13 سال و 1 ماه و 19 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبلدرسته
13 سال و 1 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 59 دقيقه قبلtazegi nadare
13 سال و 1 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبل