shirin
دگه نامردی رو میشه از نزدیکترین کست ببینی
shirin
هرچقد با یه ادم نفهم بحث کنیم انگار داری تو گوش خر یس میخونی
shirin
از عشق گفتيم ونمك گير شديم تا ساحل چشمان تو تكثير شديم گفتند غروب جمعه خواهي آمد آنقدر نيامدي كه ما پير شديم
shirin
قلب ها شیشه های احساسند ، تقدیم به وجودی که احساس قلبش منم .
shirin
اگر قصد ماندگــــــاری ندارید یادگـــــاری هم نگذارید
shirin
نگاهم میکنی اما به سردی نه تنها من ، تو هم دنیای دردی . . .
shirin
هنوزم انتظار و انتظار است هنوزم دل بی تو بی قرار است هنوز خواب میبینم به شب ها همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که جمعه آید روزی همان مردی که پایان انتظار است
shirin
بی احساس و بی عاطفه بودن ، انسان را از واقعیت دور میکند امیر احساسات باشیم ، نه اسیر آن
shirin
نهایی آدمها یه دریا عمق داره ولی پر کردنش با یه لیوان محبت ممکنه
دقيقا
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 15 دقيقه قبلدرسته
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 47 دقيقه قبلtazegi nadare
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 10 ساعت و 54 دقيقه قبل