yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
دیــگـر عـاشـقـے نـمـے کـنـم نــہـ از تـرس [ تـــ♥ـو ] و عـشـق [ تــ♥ـــو ] نــہـ ، مــלּ چشـمـانـم را بــہـ روے حـمـاقــت بسـتـه ام هـمـیـלּ . . . ! ! !
yedokhtare 웃
هـــیــچ چــــیــز گــــــــــران تـــر از اشـــــــکِ یــک زنـــــــ نـــیــــســــت . . .
yedokhtare 웃
انسان با دست هایی گره کرده به دنیا می آید تابگوید همه چیز را می خواهم اما با دست هایی باز می رود تا بگوید هیچ چیز نتوانستم ببرم....
yedokhtare 웃
یه سری از حرفها هستند که امکان نداره بشه به گفتار تبدیلشون کرد ٬ این حرفها معمولا به اشک تبدیل میشن ...
yedokhtare 웃
چه زیادند آدمهای پر مدعا....
yedokhtare 웃
پشت یه پیکان نوشته بود: من پیکان نیستم، بنز یه بچه فقیرم.