yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . . نگذار روزی که جدا شدیم خجالت زده ی خاطره هایم باشی . . .
yedokhtare 웃
هی فلانی.. من زاده ی تنهاییم ، خدا تو را برای "او " نگه دارد ....
yedokhtare 웃
درست یک روز است که همدیگر را ترک کرده ایم... ولی بی تو لحظه ها آنقدر دیر میگذرند که میخواهم فردا سالگرد جداییمان را جشن بگیرم...
yedokhtare 웃
بی کسی یعنی لای استخوان های من نمک بپاشی … و زخم هایم پشت سرت راه بیفتند و معتاد دست های شورَت شوند…
yedokhtare 웃
بکش بیرون خاطراتت رو از آهنگ های محبوبم... میخواهم با اعصاب راحت گوششان کنم...