yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مـن اگـه مـینویسم واسـه ی خـــودمه واسـه ی بـغض هـای تـکـراری واسـه ی کـلمه هایــی کـه روی کـاغـذ جـــون مـیگیرن نـه واسـه تــو کـه از حـرفام هـیچی نـمـیفـهمی..
yedokhtare 웃
کاش میشد همه چی رو خاموش کرد پرده ها رو کشید در ها رو قفل کرد و رفـــــــت ...