yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
دلم یه جای دنج میخواد... مثل سینه ی قبرستان ....
yedokhtare 웃
سخته به امیدو آرزوی یکی زندگی کنی بعد بفهمی براش فقط یک تجربه بودی...!
yedokhtare 웃
پاهایت را بگذار اینجا... درست روی قلبم... ببخش مرا ... چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم ... آهسته قدم بردار اینجا... تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است...!
yedokhtare 웃
زمين گرده يعني با من شروع کردي با منم تمومش ميکني !!! بازم ميل خودته ... برو دوراتو بزن !!!
yedokhtare 웃
کاش می شد.. انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگیها را یکجا بالا آورد
yedokhtare 웃
تَــنـهــا בلـפֿــوشــیـمـ בر נنـیـا ســـیــگـارَمـ اســت ڪـﮧ.... هـــر ثـانـیـﮧ بــــﮧ مـــטּ یـاבآور مـﮯشـوב بـــﮧ پــاﮮ هـــر ڪـﮧ بــســوزﮮ.... روزﮮ بــــﮧ زیـــــر هــــمـاטּ پـــا لـــگـבمــالـ خــواهـــﮯ شــــב
yedokhtare 웃
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، می بُری....
yedokhtare 웃
میگویند عشق انست که به او نرسی و من میدانم چرا...! زیرا در روزگار من کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد.......
yedokhtare 웃
من شعر می شوم .... تا تو بخوانی ام !
yedokhtare 웃
غمگـیـــن تــریـن جــای ِ خــاطــره ... اونجــاییـه کــه کــم کــم احســاس میکنــی .. چهـــرهَ ش هــــم داره از یــــــادت میـــرِه !!!
yedokhtare 웃
اینکه در آغوش توست… زمانی آرزویم بود … عزیزم بود …. ولی حالا … حرفی نیست…
yedokhtare 웃
هر بار که خواستم بنویسم دوستت دارم هم دلم راشکستی هم ...
yedokhtare 웃
ترکت کرده؟؟؟ شـب ها بــه یادش گــــریه مــی کـــنی؟؟؟ حس انتقام داره دیونت میکنه رفیق؟؟؟ ولی تو بی مرام نیستی میدونم...! ناراحت نباش... یــه روز تــو تنها آرزوی زنـــــدگـیش می شی.... که دیگه دستش بهت نمیرسه.... این بدترین انتقامه که روزگار ازش میگیره