yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
دخترااین هم شاهزاده با اسب سفید شماره هاتونه بزارین بیاد ببرتون به سوی رویاهاتون
yedokhtare 웃
گاهی وقت ها آنقدر از زندگـــی خستـــه می شوم که دلــــم می خواهد قبل از خــــواب ؛ ساعت را روی "هیچوقــت" کـــوک کنم... !
yedokhtare 웃
آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست...
yedokhtare 웃
حـآلَـتـ تهـَـوُعــ בآرَـمـ ایـטּ حــآلَـتـ تهَــوُعـ ِ لعنتـے بــآ قُرصـ ُ هوآـے ِ آزآב خـ ـوبـ טּـمیشَــوב علـآجَشـ فقطــ بـآلـآ آورבטּ فحشهـآیے اَســتــ ڪـہ بـہ בیگرآטּ بـבهڪارَـمـ...