yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
حـالا کـه میـخـواهـی بـروی لطفــا قـدمـهـایـت را تنـدتـر بـردار … دلـم را فـرستــاده ام دنبـالِ نخــود سیـــاه . . .
yedokhtare 웃
تنــهاییـمــ را دوســـتـ دارم شـ ــرفـ داره به با تــ ـ ـ ــو بـ ـ ـ ــودن!!!
yedokhtare 웃
پاییز منم که هر روز چهره زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی!
yedokhtare 웃
می بینی ؟ بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم که حتی روی حرف های خودت هم نتوانستی بایستی …
yedokhtare 웃
آخرین تصمیم من دست های تـــــــــو بود ! گرفتم و دور شدم …
yedokhtare 웃
گاهی فکر میکنم … بعضی هاااا همان بعضی هاااا بمانند بهتر است !
yedokhtare 웃
وقتی قرار نیست مال کسی باشی که دوستش داری، بهتره که هیچوقت مال هیچ کس دیگه نباشی...
yedokhtare 웃
ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی غذایت را سرد می خوری ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی! ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی! شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد! تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست... روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد..!!!
yedokhtare 웃
حالا که هوا سرد شده بیا برای هم بافتنی ببافیم ... من زنجیر پاره شده ی دست هایم را دور کمرت میبافم تو هم آن دروغ های شیرینت را ...!!! ... ... یکیش خیلی گرمم میکرد . . . چی بود ؟ آهان ! "دوستت دارم"
yedokhtare 웃
تو و آن همه خوشبختی میان دستهای دیگری من و این همه دلتنگی زیر یک چتر... آن عابری که زیر باران میخندید من بودم . . . !!
yedokhtare 웃
از آن شب باراني؛ تا همين حالا... دقيقا يک عمر و سه دقيقه مي گذرد، مي بيني؟ حسابش را دقيق دارم! يادش بخير... يک عمر و سه دقيقه ي پيش؛ همين موقع... دست هايم پر از تو بود!
yedokhtare 웃
مـטּ تــافتـﮧ جـُבا بــافتـﮧ نیستــم! مـטּ بــا همـﮧ بــافتــه شـבه ام! تنـهـا פֿـواب آلــوב و بـے حــوصلــه بــوבه انـב، פֿـُבآ و فــرشتگـآטּ سینـﮧ چــاڪش، بـﮧ وقـﭞ بــافتنــم انگــار{!}
yedokhtare 웃
آدم نمیشم من ،، لبخندت خَـــرم میکنه و دوریت سَــگم ..!
yedokhtare 웃
" دُنـیـایـــِ مـَجـازیــــ " شـلـوغ تـریـنــ سـرزمـیـنِ تـنـهـایـی ستـــ ... بـا " هـمـه کــَـســـ " هستـی و بـا " هیــچــ کــَـســـ " نـیـسـتـیـــ !!