yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مَنـــ خَستـــه ... سیگـــآرَم خَستــــه ... تختــِ پیــ ـــر خَستــــه ... مَنـــ اَز زِندِگی خَستــــــه ... زِندِگـــ ـــــی اَز مَنــــ خَستــــــــه ...
yedokhtare 웃
این زمین زیادی برای تو گرد است ... برو یک جای ِ سر راست تر ... مثلا ... جهنمــــــــــــ !
yedokhtare 웃
منو یادت میاد یا نه ؟ ، همونکه عاشقش بودی! چقدر راحت، یکی دیگه ،جامو پرکرد، به این زودی
yedokhtare 웃
حقیقت داره یا خوابه؟ که دستات توی دستاشه محاله ، اون نمیتونه ، مثله من عاشقت باشه
yedokhtare 웃
چه فرقی دارد ، پُشت میله ها باشی ؛ یا در خیابانهای شهر در حال قدم زدن ، وقتی که آرزوهایت ، در حبس باشند
yedokhtare 웃
حالم خوب نیست رفیق اگه مرحم نیستی لااقل تشدید هم نباش .....
yedokhtare 웃
خیلی سخته وقتی به بغضت میگی خفه شو یه وقت یکی میبینه ها...
yedokhtare 웃
خدایا کجایی که میگند نزدیکی ....
yedokhtare 웃
تمام سهمم از دنیا یک وجب بود .....
yedokhtare 웃
باران می بارد همه میگویند:چه باران زیبایی هیچ کس نمیگوید: چه ابر دلتنگی........
yedokhtare 웃
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم
yedokhtare 웃
بــــــهانه گـــــــــــیر زبـــــــــــــــان نفهم ... دلــــــــــــــــــــــم را مـیگویــــــــــــــــــــم ... !!! آخـــــــــــر تــــورا از کــــــــــجا برایش بـــــــــــــیاورم .......
yedokhtare 웃
تو بکش منم میکشم... طعم خوبی داره بدنیست.... یک بشقاب تواز غصه من بخور... من دو بشقاب از حسرت تو میخورم..... قبل از خوردن بدان غصه مرا هر کسی نمی تواند بخورد.....