yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
ایـن دنــیـــا ارزش نــــداره, خــودتــو اذیــت نـکـن!!! |: آروم بـاش و بـقـیــه رو اذیـــت کــــــن!!! D:
yedokhtare 웃
خدایا ... شبیه بادکنکی شده ام .. ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام... التماست میکنم ... فقط یک سوزن! تکه تکه شدنم با خودم
yedokhtare 웃
درد من چشمانی بود.. كه به من اشك هدیه میداد...!!!!به دیگران چشمک..!!!!!!
yedokhtare 웃
بعـــضیــا هیچی نیســـتن ... جـــز 4 حرف : ***** اِ... دِ... عــ... ا. heh ..
yedokhtare 웃
کاش کلاغ قصه ی سرنوشت من آشیانه ای یابد... روی بامی...درختی...حتی بوته ای... او به پای من می سوزد.. ودل من به حال او...!
yedokhtare 웃
من ... مَرد را مُرده ام ... ، زن را شیون کرده ام ... ، پدر را شکسته ام ... ، مادر را دق کرده ام ... ، من ... من را تمام کرده ام ... ، نقطه ... ، بی سر ِ خط ...
yedokhtare 웃
جان مرا مگیر خدایا که بعد مرگ هم در برزخ و بهشت و جهنم زیادی ام ...
yedokhtare 웃
سیگاری ام! مالِ پدرت را که نخورده ام! گاهی نخی دود میکنم تا خشم هایم را خالی خالی قورت ندهم! پس انگشت شماتَت را روی کسانی بگیر که هوای جامعه را به لجن کشیده اند!
yedokhtare 웃
عشق یعنی اینکه بعضی وقتا که خودتو و خدات تنهایین:بیای با خدای خودت یه شرطبندی کنی که اگه تو برنده شدی خدا اونیکه میخوای رو بهت بده و اگه باختی بگی خدا خودش بخشندس
yedokhtare 웃
زندگی زیباست ولی عادلانه نیست....