yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
ميبخشمت........ باانكه هزارشب بيخوابي طلب دارم ازتو
yedokhtare 웃
وصیت می کنم... بعد مرگم تمامِ اعضائ بدنم را اهدا کنید خدا را چه دیدی شاید من هم وصله تنه کسی شدم...
yedokhtare 웃
دلم میسوزه واسه آدم هایی که همیشه در فردا زندگی میکنن به خیال داشتن عمر نوح
yedokhtare 웃
هٍــــی آدم ها... باور کنیــــد می خواهــــم از شمــــا دورترین بمانــم.. . نــــزدیک کـــه می شوید، ســــردی ِ عاطفــــه هایتـــان، وجـــــودم را می لرزاند... محـــــضٍ رضای ِ خــــدا... دور بمــــــانـــید..
yedokhtare 웃
سلامتی اونایی که خیلی تنهان.......... نه که نمیتونند با کسی باشند!!! فقط دلشون نمیخواد با هرکسی باشند... فقط با عشقشون!!!
yedokhtare 웃
خدایا ....! خواسته ام را می دانی چیست ... خودت را به آن راه نزن،................. نگو که من را یادت نمی آید ...! من هنوز منتظرم . . .
yedokhtare 웃
یه وقتی هم هست که مــــزه ی بودن یکی یه جوری رفته زیر دنـــدونت که وقتی دوری ازش همهچی میشه زهرمــــــــار .....!
yedokhtare 웃
مــ ـی خواهم درگوشت چیزے بگویم خــ ـ ـ ـدا ... این یک اعترافـ ـ ـ ـ است ... مـن بے او دوام نمے آورم …
yedokhtare 웃
زمان هیچ وقت دردی را دوا نمیکند این خود ما هستیم که به درد عادت میکنیم
yedokhtare 웃
آدم بايد يه " تو " داشته باشه که هر وقت از همه چی خسته و نا اميد بود بهش بگه : مهم اينه که تو هستی ... بيخيال ِ دنيا ...
yedokhtare 웃
مرا پا برهنه خواند آنکه در راهش کفشهایم پاره شد .......................