yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مدتـــــــــــــــَ هاست . . . برایــــِِ کســـی سَگ دو میزَنَــــم که قسمَتِِ دیگریستــــــــــــــــــــــــــــ
yedokhtare 웃
این نیـــــــــز … نه! بزرگوارانه دروغ نخواهم گفت؛ این نیـــــــــز … نمیگذرد...
yedokhtare 웃
هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون / به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من / حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه
yedokhtare 웃
راه باز است و جاده دراز به درک که می روی فقط تصدقت زود برگرد...
yedokhtare 웃
دیوار احساس من را همه… کوتاه می پندارند ، اما چه می دانند ، در پس این دیوار کوتاه ، زمینش عمق فراوان دارد…
yedokhtare 웃
زنده ها، واجب ترند براي فاتحه...درک کن معني حرف خنده دارم را
yedokhtare 웃
رقیب من ! تو می دانی آن نازنین یارت ــ عشق نافرجام من ــ هر نیمه شب در خواب من پرسه می زند ؟! که هر شب سر همان قرار همیشگی می آید و من از ترس خیانت از خواب می پرم ؟
yedokhtare 웃
انگار..... آن برگ زردی بودم که به التماس ماندن به درخت زندگی چنگ می انداخت.....
yedokhtare 웃
@ yedokhtare ....حال خراب این روزاتـــــــــــــــــــ.... حسی شبیه پوچیــــــــــــــه...
yedokhtare 웃
نیستیم ! به دنیا می آییم عکس ِ یک نفره می گیریم ! بزرگ می شویم ، عکس ِ دو نفره می گیریم ! پیر می شویم ، عکس ِ یک نفره می گیریم … و بعد دوباره باز نیستیم ....
yedokhtare 웃
مــَـن مـیـروَم ... بــآوَر کـُـــــــــــــــــــ ـ ـــن مـیـروَم ... امــآ دلـم بـرآی بـه جـهـَـنـَـم گـُـفـتـنـهــآیـت تـنـگ مـیـشـوَد .......
yedokhtare 웃
سـفـره ے عـیـــد از نـبــودטּِ تــــو پُـــر بود قــبول نـیـست ، مگـــر انـتـظـــار سـیــטּ دارد (؟)