yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
از همان روز: که قرار بود بیایی و نیا مدی تا همین امروز: که قرار نبود بیایی و آمدی چه بر من گذشت؟! بماند.................
yedokhtare 웃
پیشـ انے اَمـ چَسبیدَטּ بِــﮧ سینــ♥ـِـﮧ اَتـــ را میخواهَــ د.... وَ چِشــ ــم هایَم خیســ کَردَטּِ پیراهَنَتــــ را! عَجَبـ بُغضِ پُــر تَوَقُعے دارَم
yedokhtare 웃
هنوزم نفسمی ...خودت باور نداری
yedokhtare 웃
حماقت چيست…؟ اين که من… تو را… با تمام بدي هايي که در حقم ميکني…!! هنوز… دوست دارم
yedokhtare 웃
آدم به شش دلیل شانس آورده! چون حوا نمی تونسته بهش بگه: 1.من ادمت کردم 2.برو از شوهر مردم یاد بگیر 3.دیشب کجا بودی 4.پولاتو دادی مامانت 5.مامانم اینا 6.چرا به اون زنیکه نگاه کردی؟