yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
روزی میرسه که راه فراموش کردن من برایت .. خوابیدن با دیگریست .. شک نکن عزیزم !!!!
yedokhtare 웃
مـَن.... چــــ ه سـآده لوحـــآنه بـرآیِ رســـیدن بـ ه او خــــودمـ رآ بـ ه آب و آتـَش زدمـ و او.... چــ ه بی رحـــمآنه گــفـ ت: نزدــیکِ مـــــَن نیـــآ!آتـَش میگیـــــرَم!
yedokhtare 웃
خدایا آرزوهایم در نزدت خاک گرفته اند دیگر نمیخواهمشان بماند برای خودت من به حسرت عادت کرده ام.....
yedokhtare 웃
این دنیای كثیف لعنتی عشق هم دارد !؟....... نمی بینی نام مجنون را بر بیدی نهاده اند كه بر سر هر خیابان با باد هر هوسی می لرزد...!