yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
ایــن جــمـاعــت مـی گــفـتـنـداشـــک هـــایـــت راخـــرج رفـتـنـش نـکـن!راســت مـی گـفـتـنـد!!!بــی مــنتـــــــومُـــفــت هـــم نـمـی ارزی...! ...
yedokhtare 웃
باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن...!! نمک روی زخم ست بارانی که بی تو ببارد!!
yedokhtare 웃
گاهی لازم است به جای شیشه عینک ، چشمانت را "ها " کنی!
yedokhtare 웃
هميشه فكر ميكردم هديه ای هستی از طرف خدا اما امروز فهميدم تقاص اشتباهاتم بودی....!!
yedokhtare 웃
قصـــه من هنــوز تمــام نشـده … نمیـدانم چرا کــلاغــم زود به خـــانه اش رِسیــد …!!