yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
یــک زمـــان هایی در زنـــدگی وجـــود دارد که آدم فقـــط دوست دارد بدانـــد چـــــــــــــ؟ــــــــــرا !
yedokhtare 웃
شاید بزرگترین اشتباه خداوند این بود که روی جعبه هایمان ننوشت..! " در آغوش گرم نگهداری شود"
yedokhtare 웃
عید را دوست دارم ، آن زمانی که دست به کار می شوم برای خانه تکانی دلم ، . . دلخوشم به همین گرد و خاک خاطرات تو....
yedokhtare 웃
میخواهم برقصم تو ساز بزن من میرقصم به ساز بی محلی هایت
yedokhtare 웃
کــآش کَســـی باشَد تآ مَرآ از رَج به رَجِ دَر هَمِ دُنیآ بکِشــَد بیرون تِکه ای از مَــــن دَر رَفته از دَستِ این زندگــــی ..!
yedokhtare 웃
خسته ام .. حس کوفتگی دارم ، روزگار بد کتکم می زند بد ...
yedokhtare 웃
حالم حالِ ماده سگی ِ که یه پاش شلهِ...بقیه لاشخورا دورشن.. دارن تیکه پارش میکنن دارم تیکه پاره میشم..
yedokhtare 웃
او .. َبرآی ِ هَمیشه دیــــــــــر کَرده اَست . . .
yedokhtare 웃
آنقدر عشق میورزی که یک روز بت ِ تو میشود و سنگدل بودن را یاد میگیرد
yedokhtare 웃
شرح قصه ساده بود از دلم بر آمدی بر دل دیگری نشستی
yedokhtare 웃
ببخش اگــر تلـخ شدم ، دیگر قندی در دلـم آب نمی شود ...
yedokhtare 웃
زخمهـــــایم را به خودتــ نگیر ... اندازه ی این حرفهـــا نیستی ...
yedokhtare 웃
بعداز رفتنت نمیدانم سیگارها کوچک شده اند،یاکام های من سنگین!
yedokhtare 웃
دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...! می گویند نگرانی ، عشق نیست ! چند روز که صدای خنده هایت را نمی شنوم دلتنگ می شوم ...! می گویند دلتنگی ، عشق نیست ! به بودنت،به عاشقانه هایت عادت کرده ام ...! می گویند عادت عشق نیست ! و من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ... که می گویند عشق نیست ! تو بگو عشق هست ؟ ! یا عشق نیست ؟ !