yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
ی ِ مـَن . . . ی ِ تـُو . . . بـا ی ِ عالمـِه فاصِلِـه . . . !
yedokhtare 웃
بعضی دروغ ها آنقدر قشنگند که دلت میخواهد باورشان کنی! تـــــو قشنگ ترین دروغ زندگی من بودی؛ هنوز باورت دارم...
yedokhtare 웃
لااقل در خواب من دستش را نگیر… حرمت نگه دار لعنتى...
yedokhtare 웃
@ ye dokhtare ....وقتي مغزت پيچ ميخورد وقتي دلت لنگ ميزند وقتي چشمت تار ميشود وقتي فكرت خم ميشود وقتي اينده گم ميشود وقتي گذشته سيخ ميزند سرجايت بشين... سرت را ميان دستانت بگير درون خودت جمع شو چشمهايت را ببند فكر كن پنهان شده اي و هيچ چيز و هيچ كس نميتواند پيدايت كند اين شايد... ساده ترين و كم درد ترين راه فريب دادن خودت باشد.
yedokhtare 웃
انـــــصاف نــــیست . . . دل بــــاشد ؛ عـــــشق بــــاشد . . . تــــو رفـــته بــــاشی . . .
yedokhtare 웃
بدرقه لازم ندارم ..... خودم راه رفتن رو بلدم..... فقط یه خواهش نزار بمونه زیر پا..... قلبمو بردار از رو زمین.....
yedokhtare 웃
قلبِــــ من یِـ ـکم اروم تــر..... منـــ دیگه طاقتِـــ تپشـ ـاتو ندارم.... جلوی نفسامـ ـو گرفتـ ـی.... خواهشـــ میکنمـــ وایسا دیـــگه نمیتونمـــ تحملــــ کنمــــ...!
yedokhtare 웃
واسه تو شوخی بودیم ما، خیلی تلخه سرنوشتم ...
yedokhtare 웃
تنهایی منَم ... وقتی از تو مینویسم !
yedokhtare 웃
خیلی سخته که دوسش داشته باشی، اما نتونی باهاش بمونی ..
yedokhtare 웃
کـــــــــاش می شد دنیـــــا را تــــا کرد و گوشــــه ای گذاشت ، مثل جانماز مــــــــــادرم! ...
yedokhtare 웃
بی تو بودن نوشتن ندارد ، درد دارد ... !
yedokhtare 웃
بهـــــ ســـــلامتی اونـــــی کهــــ یه روزیـــــ دوســـــتش داشـــــتم مـــــالِ خودمـــــ بــــودش هنـــــوزم دوســـــش دارم ولـــــی مـــــالِ یکـــــی دیگـــــس.....!
yedokhtare 웃
تلخ ميگذرد اين روزها... كه قرار است از تو براي دلم يك رهگذر معمولي بسازم.........