yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
میگویند فردا بهتر خواهد شد... مگر امروز فردای دیروز نیست؟
yedokhtare 웃
خدایا دلم را انانی میشکنند,که هرگز دلم به شکستن دلشان راضی نمیشود...
yedokhtare 웃
ارام در گوشه ای نشسته ام... کار ازچسب وباندو پانسمان گذشته.. زخم به روحم رسیده..
yedokhtare 웃
کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم...
yedokhtare 웃
دوست دارم یه اطلاعیه پشتم بچسبونم وروش بنویسم: "تا اطلاع ثانوی خسته ام"
yedokhtare 웃
کاش میشد صداهارو هم کنار عکساشون قاب کرد روی دیوار...
yedokhtare 웃
به سادگی رفت,نه اینکه دوستم نداشت! نه ,فهمید خیلی دوستش دارم!
yedokhtare 웃
کنج گلویم قبرستانیست پر از احساس هایی که زنده به گور شده اند به نام بغض...
yedokhtare 웃
عشق یعنی تو گوشیت یه سری اس ام اس هست که عمرا دلت بیاد پاکشون کنی...!
yedokhtare 웃
رد پایت را که میگیرم ,از تو دورتر میشوم,شاید کفش هایت را برعکس پوشیده ای...!
yedokhtare 웃
گاهی آتش میگیرد دلم با نگاه کردن به کفش های پاره ای که .... پاپا به پاپای من با یادتو قدم زدند ... به پای دل شکسته ی من سوختند....
yedokhtare 웃
میگویند رفیق بازی ممنوع... سیگار کشیدن ممنوع... خودکشی ممنوع... گریه ممنوع... چگونه باید از یاد ببرم خاطرات رنگینمان را... چگونه باید به فراموشی بسپارم غم نبودت را... هان.. خودت بگو....