yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
لبخندش را تقسیم کرد، خنده اش به من رسید، لبهایش به دیگری!
yedokhtare 웃
از "نبــودنـــــت" دلگیـــــــر نیستــــــم . . . از اینـکـــــه روزگـــــاری "بــــــودی" دلگیـــــــرم!
yedokhtare 웃
چمدان خریده ام.. یک دنیا آرزو دارم.. که باید به گور ببرم..
yedokhtare 웃
می بینی ؟ بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم که حتی روی حرف های خودت هم نتوانستی بایستی …
yedokhtare 웃
آخرین تصمیم من دست های تـــــــــو بود ! گرفتم و دور شدم …
yedokhtare 웃
گاهی فکر میکنم … بعضی هاااا همان بعضی هاااا بمانند بهتر است !
yedokhtare 웃
خدایا!!حواسم به همه هست به جز تو پس حق داری حواست به همه باشه جز من.....