yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
داشتم فکر میکردم اگر مرا تنها بگذاری...... که یادم آمد تنها هستم( علیرضا روشن ))))))))))
yedokhtare 웃
اين روز ها هر كسي مرا ميبيند از حال و روز من ميپرسد ! شك نكن كه اگر هم از حالم بگويم هيچ كس نميفهمد همين قدر بدان كه بـــه طــــرز خیـلی خیـلی تلخـــی آرامــم ...
yedokhtare 웃
سخت است؛ خیلی سخت وقتی بدانی او کجای زندگی توست ! ولی ندانی تو کجای زندگی او هستی … !
yedokhtare 웃
عادت کرده ام مشکلی که برایم پیش بیاید تقصیر را بیندازم گردن “تو” بگویم، اگر “تو” بودی این اتفاقات نمی افتاد. ولی نیستی.
yedokhtare 웃
نام تو دعای مستجاب باران ، هر بار که تو را خوانده ام ، باریده ام … .
yedokhtare 웃
موهــای َم را بســـته اَم ســهم ِدستــان َت را به بــاد نــخواهم داد .. .
yedokhtare 웃
زمیـــن بیـــهوده میچرخد وقتــی قــرار نیــست مـن به تــو برســـم...!
yedokhtare 웃
روزهای بلند بی تو بودن می گذرند اما دل نوشته هایم هنوز بوی تو را می دهد...!!!
yedokhtare 웃
پیر می شود آدم وقتی عزیزش را صدا می کند و عزیزم نمی شنود .