yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
"یـکـی نـَبـود ِ" قصـّـه های ِ مـَن دَر راه اَست!
yedokhtare 웃
" پُر از تواَم" به تهیدستی ام نگاه نکن ... نگو که هیچ نداری.. !! ببین (!) تو را دارم .. !
yedokhtare 웃
مـُـسـآفـر کناری ام که پـیـاده شـد پـنـجـره ای گـیـرم آمـد بـاقـے مـسـیـر را گـریـسـتـم
yedokhtare 웃
بیـ انصافـ.. آرامـ تر ببوسَشـ.. حـسودیـ اشـ میـ شـود.. دردَشـ میـ آیـد.. "ردِ پـ ـایِـ ـ خاطـ ـرهایمـ".. بـر رویِـ لبـ هـایَتـ..!!
yedokhtare 웃
زمــــیـــن. . . خــمــیــازه ای بکــش بــه زیـــر ِ پـــآی مــــــن. . . فــــقـــط همــــیـــــن. .
yedokhtare 웃
ﭼﻪ ﻣﻌﻨـــــﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﻰ...!؟ ﻭﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﻰ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻰ ﺩﻫﺪ !!
yedokhtare 웃
چه خوش خیال است پاییز ماه مهرش را به رخم میکشد نمی داند که تمام مهرِ من ... تویی ...
yedokhtare 웃
خدايا يادت هست؟ اون روز دستتو گرفتم کشيدم بردم پيش اون با انگشتم مستقيم نشونش دادم گفتم: "خدا من اينو مي خوام ، خودت درستش کن!" نگاهي بهش انداختي و گفتي : ... ......"اين؟! من بهتر از اين رو بهت ميدم" من پامو به زمين کوبيدم و گفتم: "نه ! همين! من اينو خيلي دوست دارم ! فقط همينو مي خوام !" برگشتي مستقيم توي چشمانم زل زدي و گفتي: "نميشه! آخه او مال کس ديگه اي شده!" بعد روتو برگردوندي و قدم زنان رفتي خدايا يادت هست؟؟؟؟؟؟؟!
yedokhtare 웃
همیشه در حالی که یه عالمه حـــــــــــرف بیخ گلوت چسبیده یه عالمه اشـــــــــــک توی چشماته یه عالمه حســـــــــرت توی دلت تلنبار شده باید بگی: خب !! < خـــــــــــدافــــــــــــــــظ >
yedokhtare 웃
بـــی تـو چــه حـــواس پــرت شـــده ام کـــسی اسمــم را میــپرســد نام تــورا میـــگویم !!
yedokhtare 웃
یه وقتی هم هست که مــــزه ی بودن یکی یه جوری رفته زیر دنـــدونت که وقتی دوری ازش همهچی میشه زهرمــــــــار .....!
yedokhtare 웃
هرکه را دوست داری ، می گیری.. هرکه را دوست داری ، می بری.. از عشقم بگذر خـــدا !! رگ غیرتم را می زنم ... !!!
yedokhtare 웃
قورت می دهم همه دلتنگیهایم را و تلخ نوشته هایم را سر می كشم انكار نمی كنم لج كرده ام كه برایت بنویسم ! گریه كنم ! عاشقت بمانم! لج كرده ام دوستت داشته باشم دلم می خواهد باور كنی دوستت دارم همین