yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مخاطب خاص من ....از زمانی که میخ نگاهت شده ام... مدام بر سرم میکوبی
yedokhtare 웃
کار از پــُـک و نخ و بسته و باکس گذشته... این روزها کیلومتری دود میکنم خاطراتت را..
yedokhtare 웃
یاد روز هایی می افتم که به تو میگفتم عزیــــزم و تو چه شیرین می خندیدی... کاش همان موقع میفهمیدم به حماقت من میخندی.... و حالا ... حالا... به هرکس که میگویم عزیزم ، اول از حماقت خودم کاملاً مطمئن میشوم...
yedokhtare 웃
چــہ تـرآژבے غمناڪـے اسـت ...وقتــے ...برآے همــہ ڪَسـَت ،هیچڪس نبـآشـے ... !
yedokhtare 웃
به سلامتی هر کی امشب تنهاست میتونسته مثل طرفش امشب و با خیلیها باشه اما قیمت و شخصیت و شعورش بالاتر از این بود که با هرکسی باشه...
yedokhtare 웃
اي فلک گرمن نميزادى اجاقت کوربود؟من که خودراضى به اين خلقت نبودم زوربود؟من که باشم يانباشم کارگردون لنگ نيست.من بميرم يابمانم که کسي دلتنگ نيست.
yedokhtare 웃
تو بردي... همه هورا كشيدند... حالا پايت رو از رو خرده هاي دلم بردار!!!
yedokhtare 웃
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم.......... رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
yedokhtare 웃
میانو ... میرنو... تنهات میذارنو.... پشت سرتم هزار حرف میزنن ... اما خوشم میاد که خودشون تو زندگیشون به جایی نمیرسن ... میدونی چرا !!!!! چون دست بالای دست بسیار است.... !! میشکونی... میشکوننت!!!! و خدایی هست هنوز...
yedokhtare 웃
آنقدر تنهایم که کسی نیست تا صندلی را از زیر چوبه ی دارم بکشد. . .
yedokhtare 웃
نمیدانم شریک تخت خوابت کیست... اما هنوز...شریک بیخوابی من,خیال توست...
yedokhtare 웃
من خیلی “با احساسم” ولی یادت نره ؛ تنفرم یه حسه … !
yedokhtare 웃
" خداحافظی ات " عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن ... مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!