yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
@خاص ....هی رفیق ! این دفعه که عرق خوردی از نوع سگیش بخور... شاید باوفا شدی...
yedokhtare 웃
دِلــــَم می گیرد برای آن همه مهربانی که .. در حقم نکردی ..
yedokhtare 웃
هَوآی خانه های پیرهنت رآ کَردِه اَم . .
yedokhtare 웃
سیگـــاری دَر دَســت .. غَمــــی دَر دِل .. ! ..
yedokhtare 웃
حِـس ِ زِنــدِگي کَـردَن نیستـــــ
yedokhtare 웃
آغـــ ـوش گــَ ـرمــَم بـ ـآشبگــ ـذآر فــَرآمــوش کــُ ـنــَم لــَحــظـہ هــآیی رآ كـہ دَر سـَ ـرمــآی بـــیــکــَ ـســی لرزیدم
yedokhtare 웃
تجسم کن کنارت باشد,شب ،قبل از خواب نگاهش کنی تا مطمئن شوی که هست که می ماند صبح که بیدار شوی هم ،هنوز هست ! که خواب نیست که حقیقت دارد بودنش ! فکرش را بکن نگرانیت را بفهمد,نگاهت کند,ببوسدت,نزدیکتر شود طوری که نفسش صورتت را گرم کند بگوید: بخواب عروسکم,بخواب نفسم من تا همیشه کنارتم بخواب که فردا خیلی کار داریـــــــــــــــم ! و این ، یعنی ،زندگـــــــــی...... خودِ زندگی
yedokhtare 웃
تلخ میگذرد ... این روزها که قرار است از او برای دلم یک انسان معمولی بسازم...