یه بنده خدایی میگفت مهم نیست تا حالا #کربلا و #مدینه نرفتی .. هر موقع دلت گرفت برو پیش #شهدای#گمنام .. میگفت تا حالا خیلی برای کارهایی که داشتی وساطت کردن #شهید#گمنام هم برای دل پر از گناهت وساطت میکنه ...
سوار تاکسی بودم که یه خانم جوان با یه پسر بچه زبل ۵-۶ ساله کنارم نشست بچه هه خیلی بپر بپر می کرد و تاکسی رو روی سرش گذاشته بود خانومه هرچی گفت ساکت!نشد که نشد آخرسر خانومه یه نیشگون اساسی از بچه هه گرفت که داد بچه بالارفت .... بچه ی زبل با گریه گفت منو زدی؟حالا به بابا می گم دیشب خونه ی عمو اینا چیکار کردی زنه که دید خیلی ناجور شد گفت :چیکار کردم؟بچه هه گفت: خب گوزیدی! حالا ما سفت خودمونو گرفته بودیم که نخندیم و مثلا اصلا چیزی نشنیدیم ولی خود زنه اونقدر دست پاچه شد که به راننده گفت آقا آقا ما همین بغل پیاده می شمماشین نگه داشته – نداشته در رو باز کرد که بپره پائین . یهو یه ماشین دیگه از راه رسید و زد درب تاکسی کلا کنده شد حالا مردم جمع شده بودند و راننده تاکسی که یه پیر مردی بود ، داد می زد و به زنه می گفت : آخه خواهر من، مادر من ،تو که منو بیچاره کردی! خب همه می گوزن منم می گوزم ،اینم می گوزه . آقا شما نمی گوزی ؟ شما چی ، شما نمی گوزی ؟