yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
گناهِ من ؛ دوست داشتنِ گلی بود که دیگران آبــَـش می دادند ... !!!
yedokhtare 웃
ایـ ـن تـ ـب و لـ ـرزهـ ـا تَمـ ـامـ ـش بَهـ ـانـ ـهـ اسـ ـت...!! تـ ـا شـ ـایـ ـد لحظهـ ای دستـ ـت را بـ ـر پیشـ ـانیـ ـم بُگـ ـذاری و حـ ـس کُنَم کـ ـهـ مالـ ـک تمـ ـام دنیـ ـا هستـ ـم..!!
yedokhtare 웃
حالم بده بیشتــــــــــــــــــــــــــــــــر از اون چیزی که فکر میــــــــــــــــــــــــــــکنی
yedokhtare 웃
بازم یه صبح دیگه .خدایا چی می شد میخوابیدم واسه همیشه
yedokhtare 웃
به سلامتی این روزا که از خیلی چیزا گذشتم ...
yedokhtare 웃
خدایا.... نجات یعنی چی ؟؟ نجاتم بده ....
yedokhtare 웃
من, هنوز هم چوب می خورم ..... به تاوان سیبی که نخوردم
yedokhtare 웃
خدایا ............ خسته ام از دنیایی که ساختی
yedokhtare 웃
به هر طنابی که چنگ زدم .... سیم خاردار از کار در اومد