yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
اومدم سراغت اما پر گریه شد وجودم...........
yedokhtare 웃
تراشکـــــــار ماهـــــــری شده ام بس کـــــــه تـــــــو نیـــــــامدی و من بـــــــرای دلــــــــم بهانـــــــه تراشیدم !!!
yedokhtare 웃
گاهی آرزو می کنم... کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت را بخورم!!! کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند! کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگویم "آخه اون که میدونست چقدر دوستش دارم!!!!
yedokhtare 웃
نَــــ مهـ ــربانــ ــم !!! نِـــ ـــگــران نبـ ـــآش !!! دلــــم را نشکــ ــستی !!! فقـــطــ .... !!! ریـــ ـــشـ ـهای وجـــ ـــودم را آتش زدی !!! خیـ ـــالتـــ راحتــــ !!!
yedokhtare 웃
دیگه این آخر خطه که راهامون جدا میشه .............. ته راه کدوم عاشق شبیه ما دوتا میشه
yedokhtare 웃
بزار این آخرین تصویر ازت تو خاطرم باشه.......... شاید این صورت خیسم دلیل رفتنم باشه
yedokhtare 웃
یه لبخندی بزن شاید از این بهتر بشه حالم.............. بزار تا حس کنم از این که تو می خندی خوشحالم
yedokhtare 웃
نگاه کن این دم آخر دلامون رنگ پاییزه.......... داره می ریزه برگامون چقدر رفتن غم انگیزه
yedokhtare 웃
نگو دل کندن آسونه نه می تونم نه می تونی......... دارم می رم به جایی که نه می دونم نه می دونی
yedokhtare 웃
تمومش می کنم اینبار نه درکم کن نه آرومم........ فقط حرفی بزن با من گل کم حرف و معصومم
yedokhtare 웃
ڪـآفـﮧ... مـَشـروب... شـعـر... سـیگـار... ـهرزگـی... بـُغـض... ضـَجــﮧ... شـَب گـریـﮧ... دعـا... خــُـــدا... لـعنتـی تـو بـا چـﮧ چیـزـی فـرـآمـوش مـی شـوـی؟