yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
@ مخاطب خاص من ........سنگم خیال می کنند دل ندارم احساس ندارم باورشان نمی شود تو بیا بگو که این دیوانه همه ی احساسش را قلبش را به منی داد که احساس و قلبم پیش دیگری بود بیا بگو این با احساس ترین دختر دنیاست بگو اشک هایش را ،دوستت دارم هایش را صرف من کرد بیا دیگر بیا به این آدمهایی که به من تهمت می زنند بگو احساس دارد،دوست داشتن را می فهمد فقط.............. این را هم بگو" بگو خودم ریشه ی احساسش را خشکاندم.....
yedokhtare 웃
چقدر دلم هوایت را میکند حالا که دیگر هوایم را نداری
yedokhtare 웃
چہ لـפـظہ ے درد آوریہ... اوטּ لـפـظہ ڪہ میپرسہ:خوبے؟! پنج خط تایپ میکنے ولے بہ جاے "enter" همہ رو پاڪ میڪنے و مینویسے: خوبمـ مرسی؛تو خوبے؟!!
yedokhtare 웃
با او چـــــــگونـــــــه ميگـــــــذرد کــــــه با مـن نمی گذشت؟!
yedokhtare 웃
ایــــــن روزها ... هـــــــر نفـــس درد اســـت که میکشـــم در نبــــــــودنت... ای کــاش یا بـــــــــــودی یـــــا اصـــلا نبودی !!! ایـــــن که هســـتی و کنــــارم نیســــتی ... دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد بفــــــهم بی انصــــــاف !
yedokhtare 웃
داره می گیرتت از من همونی که تو رو داده....
yedokhtare 웃
یا من اشتباه می بینم یا دروغ بود همه حرفات.......
yedokhtare 웃
همه گریه هام و کردم اشکی هم نمونده واسم...........
yedokhtare 웃
ببخش اگه به یاد تو پلکام و رو هم می زارم........
yedokhtare 웃
می رم اون بیرون یه گوشه دست به دامن خدا شم .........
yedokhtare 웃
تو می خندی و من از دو دارم اشکامو می ریزم.........
yedokhtare 웃
اون همه قول و قرارا اومدم یادت بیارم............. اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم
yedokhtare 웃
خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون و نازم........... نمی دونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم