خاطرات یه مسافر
روزگار رهایی من به زودی خواهد آمد به زودی سفرم رو شروع می کنم، این هم تصویری از سفر های گذشته: تقابل زیبای کوه و دریا - چابهار
خاطرات یه مسافر
سفر به تنگ تیزاب - با مسافری از مالزی
خاطرات یه مسافر
بیا ره توشه برداریم … قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا، آیا همین رنگ است؟ -اخوان ثالث . سفرم رو شروع می کنم به امید پیدا کردن آسمانی آبی تر و مردمانی خاکی تر به یاری خدا و لطف دوستان گزارش های سفرم رو همینجا قرار می دم. من رو از نظر های سازندتون بی بهره نذارید.
خاطرات یه مسافر
سفرم رو به زودی شروع می کنم، تا اون زمان عکس هایی از سفر های قبلیم میزارم - کوچه پس کوچه های پشت موله
خاطرات یه مسافر
امید که به زودی خاطرات سفر جدیدم رو براتون بنویسم- در مسیر تخت جمشید
خاطرات یه مسافر
آغاز مسافرت – گام نخست وداع با شهر وقتی توی شهر خودتون به عنوان یه مسافر چرخ می زنین، نه به عنوان یه شهروند متوجه میشین اطرافتون چقدر از چیزهایی بوده که همیشه نادیده گرفته می شدن مثل خونه هایی که روی کوه به صورت پلکانی ساخته شده – توی همین شیراز خودمون یا اینکه آسمون شهرمون مدتهاست از آبی به خاکستری تغییر رنگ داده ولی آب هم از آب تکون نخورده . ادامه داره Second step Saying goodbye to your city When you hang out around your city not as a citizen but as A traveller, You find many things that you ignored all the time. Like stairy like houses in Shiraz, Or gray color sky because of the pollution.
خاطرات یه مسافر
در مسیر قطعه ای بی نظیر از دنیا On the way to an amazing place روز عید فطر بود که راهی سفر به روستای بکر و بی نظیر آقا سید شدم بگذریم که چقدر به خاطر تعطیلی گیر آوردن ماشین سخت بود ولی با هر زوری شد تا نزدیکیهای روستا رسیدم و بقیش رو پیاده گز کردم. جاده پیچ در پیچ، کوهستان های خنک و سکوت کم نظیر این جاده خاکی منو مجذوب کرده بود که تو پیچای آخر یه چیز جالب دیدم، چند ستون سنگ کنار هم برا من یادآور اعتقاد ترکهای شیراز به این نماد به عنوان نماد حضرت عباس بود. ولی بعد که از اهالی پرسیدم متوجه شدم امامزاده روستا قبل از ورود اینجا نماز خونده، مردم هم به همون نشونه حاجت میکنن و سنگ رو هم میزارن On the way to an amazing, virgin village I find these stones putted in a regular way as a sign of a believe of the people in that region.
خاطرات یه مسافر
در مسیر قطعه ای بی نظیر از دنیا On the way to an amazing place روز عید فطر بود که راهی سفر به روستای بکر و بی نظیر آقا سید شدم بگذریم که چقدر به خاطر تعطیلی گیر آوردن ماشین سخت بود ولی با هر زوری شد تا نزدیکیهای روستا رسیدم و بقیش رو پیاده گز کردم. جاده پیچ در پیچ، کوهستان های خنک و سکوت کم نظیر این جاده خاکی منو مجذوب کرده بود که تو پیچای آخر یه چیز جالب دیدم، چند ستون سنگ کنار هم برا من یادآور اعتقاد ترکهای شیراز به این نماد به عنوان نماد حضرت عباس بود. ولی بعد که از اهالی پرسیدم متوجه شدم امامزاده روستا قبل از ورود اینجا نماز خونده، مردم هم به همون نشونه حاجت میکنن و سنگ رو هم میزارن On the way to an amazing, virgin village I find these stones putted in a regular way as a sign of a believe of the people in that region.
خاطرات یه مسافر
برا چند لحظه دهنم باز موند، Somewhere just beside the heaven . بالاخره پیچ آخر رو داشتم رد می کردم،کم کم خونه های روستا داشت نمایان می شد اولش خیلی خاص نبود، مثل روستاهای معمولی ولی وقتی این پیچ زیبای آخر رو رد کردم و یه دفعه روستا جلوم سبز شد، چند لحظه ایستادم و مبهوت این همه زیبایی شدم. After a long walk I realized it really worths
خاطرات یه مسافر
بر بام بام ایران On the roof of the roof of Iran سلامی صمیمانه از خنک ترین شهر کشور، بام ایران، شهر کرد Here is the coldest city of Iran, Share-kord