خاطرات یه مسافر
در مسیر منطقه ای بکرIn the way to a virgin place image دوستان از تاخیری که تو خاطره نوشتن دارم معذرت میخوام، فکر نمیکردم دسترسیم به اینترنت با ایرانسل تو بعضی از شهرا انقدر سخت باشه اما به امید خدا و با لطف دوست خوبم عباس اکبری سعی میکنم دیگه زودتر پست بزارم . این روزا که دست تکنولوژی و صنعت به همه جا رسیده دیگه کمتر میشه جاهایی رو پیدا کرد که بکر و دست نخورده باشن، خوشحالم که شانس اینو داشتم که تو روزای اول سفرم به یه همچین جایی برم. سفر به این قسمت جدا افتاده از زندگی شهری رو خیلی وقت بود تو ذهنم داشتم، جایی که از شهرکرد ۱۳۰ کیلومتر فاصله داره و از نزدیکترین شهر حدود ۵۰ کیلومتر مسیر خاکی کوهستانی و یکی از دلایلی هم که دست نخوردست همین راه دورشه I was planning to go to a virgin place of Iran from long time ago and finally I got the chance, here is the way of this area
خاطرات یه مسافر
آغاز مسافرت – گام نخست وداع با شهر وقتی توی شهر خودتون به عنوان یه مسافر چرخ می زنین، نه به عنوان یه شهروند متوجه میشین اطرافتون چقدر از چیزهایی بوده که همیشه نادیده گرفته می شدن مثل خونه هایی که روی کوه به صورت پلکانی ساخته شده – توی همین شیراز خودمون یا اینکه آسمون شهرمون مدتهاست از آبی به خاکستری تغییر رنگ داده ولی آب هم از آب تکون نخورده . ادامه داره Second step Saying goodbye to your city When you hang out around your city not as a citizen but as A traveller, You find many things that you ignored all the time. Like stairy like houses in Shiraz, Or gray color sky because of the pollution.
خاطرات یه مسافر
آغاز مسافرت – گام نخست وداع با شهر وقتی توی شهر خودتون به عنوان یه مسافر چرخ می زنین، نه به عنوان یه شهروند متوجه میشین اطرافتون چقدر از چیزهایی بوده که همیشه نادیده گرفته می شدن مثل خونه هایی که روی کوه به صورت پلکانی ساخته شده – توی همین شیراز خودمون یا اینکه آسمون شهرمون مدتهاست از آبی به خاکستری تغییر رنگ داده ولی آب هم از آب تکون نخورده . ادامه داره Second step Saying goodbye to your city When you hang out around your city not as a citizen but as A traveller, You find many things that you ignored all the time. Like stairy like houses in Shiraz, Or gray color sky because of the pollution.
خاطرات یه مسافر
بر بام بام ایران On the roof of the roof of Iran سلامی صمیمانه از خنک ترین شهر کشور، بام ایران، شهر کرد Here is the coldest city of Iran, Share-kord
خاطرات یه مسافر
برا چند لحظه دهنم باز موند، Somewhere just beside the heaven . بالاخره پیچ آخر رو داشتم رد می کردم،کم کم خونه های روستا داشت نمایان می شد اولش خیلی خاص نبود، مثل روستاهای معمولی ولی وقتی این پیچ زیبای آخر رو رد کردم و یه دفعه روستا جلوم سبز شد، چند لحظه ایستادم و مبهوت این همه زیبایی شدم. After a long walk I realized it really worths
خاطرات یه مسافر
برا چند لحظه دهنم باز موند، Somewhere just beside the heaven . بالاخره پیچ آخر رو داشتم رد می کردم،کم کم خونه های روستا داشت نمایان می شد اولش خیلی خاص نبود، مثل روستاهای معمولی ولی وقتی این پیچ زیبای آخر رو رد کردم و یه دفعه روستا جلوم سبز شد، چند لحظه ایستادم و مبهوت این همه زیبایی شدم. After a long walk I realized it really worths
خاطرات یه مسافر
بی نظیر ترین روستایی که تابحال دیده ام The most amazing village I’ve ever seen اینجا آسمانش آبیتر نیست اما به یقین مردمانش خاکی ترند اینجا مردمان بی دایره میرقصند ونخورده مستند. و جک نگفته خندانند اینجا ماسوله نیست اما به همان اندازه خانه هایش پلکانی است اینجا روستای بی نظیر آقا سید روستایی که شش ماه سال بارش برف راهش را می بندد Really nice people , cold climate, houses like stairs. And snow will close the road to this village for 6 months.
خاطرات یه مسافر
بی نظیر ترین روستایی که تابحال دیده ام The most amazing village I’ve ever seen اینجا آسمانش آبیتر نیست اما به یقین مردمانش خاکی ترند اینجا مردمان بی دایره میرقصند ونخورده مستند. و جک نگفته خندانند اینجا ماسوله نیست اما به همان اندازه خانه هایش پلکانی است اینجا روستای بی نظیر آقا سید روستایی که شش ماه سال بارش برف راهش را می بندد Really nice people , cold climate, houses like stairs. And snow will close the road to this village for 6 months.
خاطرات یه مسافر
بر بام بام ایران On the roof of the roof of Iran سلامی صمیمانه از خنک ترین شهر کشور، بام ایران، شهر کرد Here is the coldest city of Iran, Share-kord
خاطرات یه مسافر
در مسیر منطقه ای بکر In the way to a virgin place image دوستان از تاخیری که تو خاطره نوشتن دارم معذرت میخوام، فکر نمیکردم دسترسیم به اینترنت با ایرانسل تو بعضی از شهرا انقدر سخت باشه اما به امید خدا و با لطف دوست خوبم عباس اکبری سعی میکنم دیگه زودتر پست بزارم . این روزا که دست تکنولوژی و صنعت به همه جا رسیده دیگه کمتر میشه جاهایی رو پیدا کرد که بکر و دست نخورده باشن، خوشحالم که شانس اینو داشتم که تو روزای اول سفرم به یه همچین جایی برم. سفر به این قسمت جدا افتاده از زندگی شهری رو خیلی وقت بود تو ذهنم داشتم، جایی که از شهرکرد ۱۳۰ کیلومتر فاصله داره و از نزدیکترین شهر حدود ۵۰ کیلومتر مسیر خاکی کوهستانی و یکی از دلایلی هم که دست نخوردست همین راه دورشه I was planning to go to a virgin place of Iran from long time ago and finally I got the chance, here is the way of this area
خاطرات یه مسافر
در مسیر منطقه ای بکر In the way to a virgin place image دوستان از تاخیری که تو خاطره نوشتن دارم معذرت میخوام، فکر نمیکردم دسترسیم به اینترنت با ایرانسل تو بعضی از شهرا انقدر سخت باشه اما به امید خدا و با لطف دوست خوبم عباس اکبری سعی میکنم دیگه زودتر پست بزارم . این روزا که دست تکنولوژی و صنعت به همه جا رسیده دیگه کمتر میشه جاهایی رو پیدا کرد که بکر و دست نخورده باشن، خوشحالم که شانس اینو داشتم که تو روزای اول سفرم به یه همچین جایی برم. سفر به این قسمت جدا افتاده از زندگی شهری رو خیلی وقت بود تو ذهنم داشتم، جایی که از شهرکرد ۱۳۰ کیلومتر فاصله داره و از نزدیکترین شهر حدود ۵۰ کیلومتر مسیر خاکی کوهستانی و یکی از دلایلی هم که دست نخوردست همین راه دورشه I was planning to go to a virgin place of Iran from long time ago and finally I got the chance, here is the way of this area
خاطرات یه مسافر
در مسیر قطعه ای بی نظیر از دنیا On the way to an amazing place روز عید فطر بود که راهی سفر به روستای بکر و بی نظیر آقا سید شدم بگذریم که چقدر به خاطر تعطیلی گیر آوردن ماشین سخت بود ولی با هر زوری شد تا نزدیکیهای روستا رسیدم و بقیش رو پیاده گز کردم. جاده پیچ در پیچ، کوهستان های خنک و سکوت کم نظیر این جاده خاکی منو مجذوب کرده بود که تو پیچای آخر یه چیز جالب دیدم، چند ستون سنگ کنار هم برا من یادآور اعتقاد ترکهای شیراز به این نماد به عنوان نماد حضرت عباس بود. ولی بعد که از اهالی پرسیدم متوجه شدم امامزاده روستا قبل از ورود اینجا نماز خونده، مردم هم به همون نشونه حاجت میکنن و سنگ رو هم میزارن On the way to an amazing, virgin village I find these stones putted in a regular way as a sign of a believe of the people in that region.