تو غم در شکل آوازي ، شکوهه اوج پروازي
نداري هيچ گناهي جز، که بر من دل نمي بازي
مرا ديوانه مي خواهي ، زخود بيگانه مي خواهي
مرا دلباخته چون مجنون ، زمن افسانه مي خواهي
شدم بيگانه با هستي ، زخود بي خودتر از مستي
نگاهم کن ، نگاهم کن ، شدم هر آنچه مي خواستي
بکُش دل را ، شهامت کن ، مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نماي خلق ، مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور ، نيابي از من عاشق تر
نمي ترسم من از اقرار ، گذشت آب از سرم ديگر
گفته بودی که شبی می آیی امشبم منتظرت می مانم
پشت این پنجره و این ظلمت باز شعرهای تو را می خوانم
نکند باز نیایی و دگر هرشب این قصه به تکرار کنم
نکند این دل بیمارم را پشت این پنجره تیمار کنم
باز شب شد و من بار دگر می روم پنجره را بگشایم
باز شب شد و این تاریکی مشت کوبید به رویاهایم
به پيش روي من تا چشم ياري ميكند درياست
چراغ ساحل آسودگي ها در افق پيداست
در اين ساحل كه من افتاده ام خاموش
غمم دريا دلم تنهاست
وجودم بسته در زنجير خونين تعلق هاست
خروش موج با من مي كند نجوا
كه هر كس دل به دريا زد رهايي يافت
كه هر كس دل به دريا زد رهايي يافت
مرا آن دل كه بر دريا زنم نيست
ز پا اين بند خونين بركنم نيست
اميد آنكه جان خسته ام را
به آن ناديده ساحل افكنم نيست
در اعماق قلب من، یک آتش سوزی که قلب در حال سوختن وجود دارد
در اعماق قلب من، میل برای شروع وجود دارد
من در احساساتم می میرم
این جهان من در فانتزی
من در من زندگی می کنند، که در رویاهایم زندگی می کنند
تو در قلب منی تو در وجود منی
درخشان آن را در همه جا من به
تو در قلب منی تو در وجود منی
تو را نگه خواهم برای همیشه لطفا برای با هم با شما باقی می ماند
تو در قلب منی تو در وجود منی
آری احساس میکنم که عشق ما رشد خواهد کرد
تو در قلب منی تو در وجود منی
این تنها چیزی که من واقعا می دانیم
بستن درب و باور قلب سوزان من
احساس همه حق است، بیا، باز کردن قلب شما
من شمعها را روشن
اجازه دهید بدن خود را ذوب در معدن
من در من زندگی می کنند، که در رویاهایم زندگی می کنند
نه تور و خدا جونم
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 20 ساعت قبلmano ignor kardiii

14 سال و 1 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبلbaayaad koshteettt
خوب العان برش میدارم

14 سال و 1 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل