2yousef
آیا دستی برای نوشتن ودلی برای تپیدن خواهم داشت؟شاید باور نکنی، اما دوست دارم مدام برایت بنویسم.
2yousef
میدانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله را دریابی که می گوید: مرا از یاد خواهی برد، نمی دانم؟ولی می دانم از یادم نخواهی رفت...
2yousef
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
2yousef
در صدا کردنِ نام تو یک «کجایی؟!» پنهان است..... یک «کاش میبودی»! یک «کاش باشی»! یک «کاش نمیرفتی»! من نام ِ تو را حذف به قرینهی ِ این همه دلتنگی و پرسش صدا میزنم.....
2yousef
آمدنت را یادم نیست، بی صدا آمدی بی آنکه من بدانم، بی اجازه ماندی بی آنکه من بخواهم...، اما اکنون با ذره ذره وجودم ماندنت را تمنا می کنم، مهمان ناخوانده ی قلبم، بمان که ماندنت را سخت دوست دارم...
2yousef
«فکر میکنی من دیوونهم؟ ... خب. دیوونهم که باشم تازه واسه اینه که به اندازهی کافی فریاد نکشیدم. همیشه توی سینهی من فریادی هس که به جای کشیدن قورتش میدم، زیر پیرهنم قایمش میکنم... چون وقتی مُردهها رو بردن، دیگه زندهها باس خاموش بمونن. فقط اونایی که تو قضایا هیچ کارهن حق اعتراض دارن.»
2yousef
یکی از نامه های فروغ فرخزاد به پرویز ملکانی
2yousef
وقتی زور ردای تقوا به تن می کند . بزرگترین فاجعه ی تاریخ به بار می اید
2yousef
وقتی زور ردای تقوا به تن میکند . بزرگترین فاجعه ی تاریخ به بار می اید
2yousef
دلنوشته های پنهانی بیشتر به خود ادمها نزدیکترند تا تابلو نمایان وجود
2yousef
آنچه همیشه میگویند درست نیست، بلکه آنچه در موردش میاندیشی، تحقیق میکنی و به نتیجه میرسی حقیقت را میسازد!
2yousef
من نوشتن را دوست دارم شما گوش دادن را شریعتی
2yousef
از آهسته رفتن نترس ولي از بي حركت ايستادن بترس.
2yousef
اگر به دنياي درونت حكومت كني، خوشبخت هستي. بودا