2yousef
باید بازیگر شوم،آرامش را بازی کنم،باز باید خنده به زور بر لبهایم بنشانم باز باید مواظب اشک هایم باشم باز همان تظاهر همیشگی"خوبم...."
2yousef
بی بهانه به خاطرم می آیی... شاید همین باشد معنی عزیز بودنت.. :-)
2yousef
خداوندا.... به دل نگیر اگر گاهی زبانم از شکرت باز می ایستد !!... تقصیری ندارد... قاصر است کم می آورد در برابر بزرگی ات... لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت در دلم اما همیشه ذکر خیرت جاریست !!....
2yousef
دوستاى واقعى مثل صبح هستند ،نمیشه تموم روز داشتشون ، ولى مطمئنى که فردا ، هفته ى بعد ، ماه بعد، سال بعد ، ... تا ابد هستند .
2yousef
مطلبی بسیار جالب برای افراد چپ دست
2yousef
خوب رو را خوي بد لايق نباشد جان من ؛ همچو روي خويش نيكوساز خوي خويش را
2yousef
بعضیهـآ انـقدر فـقیرند که" تنهـــآ دارای ـیِشـآن ...پول... است
2yousef
الهی... آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان..
2yousef
شیرزنان تاریخ خود را بشناسید
2yousef
لبخند تو لبخند تو تمام تعادل شهر را بر هم می ریزد اما تو بخند من شهر را دوباره میسازم !
2yousef
به قلب مهربانت بگو چیزی وجود ندارد که یادت را از خاطرم ببرد حتی ندیدن ها
2yousef
وای از خیال تو ... ! وقتی می اید ، دلم را گرم می کند و چایم را سرد ...
2yousef
چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه میرفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم. راننده گفت: “ نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” . چرچیل از علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم!”