khatere
باید بازیگر شوم ، آرامش را بازی کنم … باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم … باز باید مواظب اشک هایم باشم … باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
khatere
زن های سیگاری را وقتی به تماشا می نشینم لذت می برم از یک روح لطیف با یک زخم مردانه . . .
khatere
ببینم، با محبت، مهر، زیبایی، تو آیا جمله میسازی؟
khatere
پیوسته باید بود... عشق تلگرافی برای جنگ ها خوب است ...!!
khatere
مدت هاست هیچ رویایی نمی بینم کسی رگ خواب مرا بگیرد نکند مـ‗__‗ــرده باشد؟
khatere
پدربزرگ از باختن نمی ترسید پشت میزقمار مرد! مـــــــن که جیب هایم از باختن پراست از قمار می ترسم! و زندگی هی به بازی اصرار می کند...
khatere
دلـم گرفتــه اسـت یــا دلـگیــرم یـا شایـد هـم دلـم گیـر اسـت نمــی دانــم … اصـلاً هیــچ وقـت فــرق بیــن اینــها را نفهـمیــدم! فقـط مـی دانـم دلم یـک جـوری مـی شـود. جــوری کـه مثــل همیــشـه نیــسـت. دلـم کـه اینـطــور مـی شـود ، غصـه هـای خــودم کـه هـیچ ، غصـه ی همــه ی دنیــا مـی شـود غصـه ی مـن. بعــد دلــم بـدجــور غروب زده میشود ...