عشق واسه یه زن وقتیه که از روی ناراحتی با دستای ظریفش رو سینه ی ستبر مردش می کوبه و مرد آروم بغلش می کنه دستاشو می بوسه و می گه ؛ نزن گل قشنگم ، دستای خودت درد می گیره...
جاذبه می داند و بام
سقوط ندیدنی ست…
گاه
جاذبه آغوش می گشاید و
به تمامی جذبت می کند
گاه
تو چشم می گشایی و
جاذبه
مجذوب ِ تو می شود
تا…
بامی دیگر و
گاهی دیگر
و عشق
در تكه ای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط كلمات
سقوط می كند
و هنگام كه از زمین برخیزد
كلمات نارس را
به عابران تعارف می كند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق می شكند و می میرد