دستش را بگیر ... با عشق نوازشش کن دعوتش کن به یک رقص ، بگذار با قدمهایی که به سویِ تو میآید از خودش دور شود . شاید نمیدانی آغوش یک مرد گاهی دنیایِ زنی را خراب میکند ! گاهی ، آباد ... دستش را بگیر نوازشش کن ، دعوتش کن به یک رقص ، حواست باشد دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمیکند " به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد ، باید گفت خدا قوت "
در كوره راه احساس .....
اشك ميشود چو الماس ....
اي صبح پر زخست ....
بوئي بده ز آن ياس ....
ياسي پر از طراوت ....
كرده ترا چه زينت ....
پس بي سبب نباشد ...
باغ گشته پر نجابت ...
آهنگ گل ، شقايق ...
در كوچه ي دقايق ...
خوش مينوازي از عشق ...
حلاجي از حقايق ...
.... گمنام