@amir-mohamadیک تن از متخصصین در امرِ تعویض آواتار... از فعالیت های شبانه تان ، اعم از زیرآبی رفتن و فروختنِ آب خیار شور در جهت پیشبرد اهداف انسان دوستانه خاله خرسی تان در چندین شبِ اخیر کمال تقدیر ُ تشکر را دارم. با پیگیری آواتارت کشف شد (ما فهمیدیم) ک شوما کلاه ُ عینک داری و در آینده ای نَ چندان دور منتظر ساعت و کمربندی ک توو فرودگاه انداخته بودی و البته مایوی شناور در خلیج میباشم. ب امید روزی ک دست در دستِ سمیرا (خواهرِ سمیر) دیده شی و انقدر از عشق از این جزیره ب اون جزیره نری چاه بکنی (ب جای کوه ، مثِ فرهادِ کوه کن)
مرد مي رفت از كنار ، بي ادعا
زن بفكر يك پناهگاه ، در خفا
مرد غرق در افكار سيگاري به لب
زن كنار گوشه ئي ، پنهان به شب
مرد از روز خسته ئي خاموش وار
زن بدنبال دلي ، اميدوار
مرد بي توجه از كناري ميگذشت
ناگهان تيري به جان او نشست
تيري پران از نگاه سرنوشت
از خيالات دلي نيكو سرشت
چشمي نافذ ، قلب او را كرد هدف
در سكوت يك نگاه با ناي و دف
مرد گشته بود چون چوب خشك
بوي آهوئي نگاه ، چون بوي مشك
دام بود بر دل و شد صيد او
زن چو سحرش كرد بود در كيد او
از پناهگاهش خزيد بيرون پلنگ
در سكوتش بربط و در دستي چنگ
اين منم فاتح به هفت اقليم تو
حكم كردم بر تو كه زينجا مرو
ماه از ابر دل آمد برون
شد پديدار بر دلش ، عشق و جنون
رخ پري رويان همه طعنه زده
ديده بر غير از منش هرگز مده
اين چنين شد قصه اش آغاز وي
بحر خاموش دلش ، غريد هي
تو از اين پس نه تو ، او گشته ئي
از سگال بد خالي ، خوش خو گشته ئي
سالهاي عمر تو زين پس نياز
سر به سجده آور و خود را بباز
در قمار جان خود با يك نگاه
شاعر چشمان اوئي در پگاه
از لبش جام مئي گير و غزل
در ترنم شو با دل آهو گزل
...گمنام ...
تقديم به شما دو عزيز اميدوارم پاينده باشيد
@ارســـــلانـــــ تــــــــــــــــــو که میخندی ، جهان به قدرِ چـــــــــــالِ روی گونه ات ریـــــــــــــــز می شود... کــــــــــــــاش همیشه بخندی!

13 سال و 15 روز و 10 ساعت و 21 دقيقه قبلچشای خوشگلم خوابشون میاد
13 سال و 15 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبلچش مات خماره
13 سال و 15 روز و 10 ساعت و 17 دقيقه قبلچشات توو حلقِ سجاد (فقط بخاطر اینکه نگه بین خودشو برادر و پدرش فرق قائل شدم)
تیفووونه شبت قشنگ گوگولی بوس
13 سال و 15 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبل

13 سال و 15 روز و 10 ساعت و 7 دقيقه قبلفدات عزیزم...
خوب بخوابی