مریدی بر سر زنان نزد شیخ برفت رقعه ای به شیخ داد و عرض کرد یا شیخ قبض گازتان آمدفغان و ناله از مریدان برخاست شیخ گریان فرمود : کاش قبض روح می شدیم و قبض گاز نمی شدیم حال آن کلنگ بده ببینم مرید عرض کرد : یا شیخ این کلنگ نیست قبض است فرمود : هرچه که هست خانه مان را ویران بکرده پس نیک در قبض نگریست که صفرهایش از قبض برون زده بود فرمود : به گمانم هیزم نیز گران گشته بگردید و تپاله جمع کنید که گر آن هم گران شود بی گمان بیچاره ایم و سپس فرمود:خوشا تپاله و وفور بی مثالش *** نه به این گاز و بهای بی زوالش و مریدان خون بگریستند
اینو بخون...محشششششششره
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 34 دقيقه قبلدستهايت را که در دستش گرفت #آرام شد
تازه انگاري دلش راضي به اين #اسلام شد
دستهايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت
خوب ميدانيد در دستانم اينک دست کيست؟
نام او #عشق است، آري ميشناسيدش : #علي (ع) ست
من اگر بر جنگجويان عرب #غالب شدم
با مددهاي" علي ابن ابي طالب "شدم
در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: #علي
تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: #علي
با #خدا گفتم: علي، شب در حرا گفتم: #علي
تا پيام آمد بخوان «يا مصطفي»! گفتم: #علي
هر چه ميگويم علي، انگار #اللّهي ترم
مرغ «او ادني»ييم وقتي که با او ميپرم
مستجار #کعبه را ديدم، اگر مُحرِم شدم
با «يَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَيديهِم» شدم


12 سال و 10 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 3 دقيقه قبل