زهــــرآ "زری"
لایک کن اگر همین الان دلت واسه کسی تنگ شده و دوست داشتی کنارش بـــــــودی . . . !
زهــــرآ "زری"
امروز دلم واسه داشتنت پَر که نه ، پَر پَر مے زنه واسه بودنت و بغل کردنت ! اینکه سَرم رو بذارم روے شونه ات و دستات رو فرو کنے لاے موهام و بگے: مالِ خودمے ... ! ♥ بعد ببینے که چه جورے با همین دو سه حرف تو آروم مے شم امروز دلم خیلے امنیت تو رو مے خواست ! خیلے ...!
زهــــرآ "زری"
دلتنگي يعني...... .حتي براي چاي هورت كشيدن_ كسي .....دلت غنج بزنه....
زهــــرآ "زری"
به سلامتی کسی که پشت نداره
ولی پشت و پناه خیلی هاست.....!
زهــــرآ "زری"
یه وقتایی هست که هی بیدار میمونی با خودت میگی: الانه که زنگ بزنه الانه که اس بده الانه که... و همین روال ادامه پیدا میکنه تا زمانیکه باورت میشه "واقعا رفته"
زهــــرآ "زری"
دلم برات تنگ شده….. اما من… من میتونم این دوری رو تحمل کنم…
به فاصلهها فکر نمیکنم …… میدونی چرا؟؟ آخه … جای نگاهت رو نگاهم مونده ….
هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم…. رد احساست روی دلم جا مونده …
میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم ….. چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن….
حالا چطور بگم تنهام؟؟ چطور بگم تو نیستی؟؟ چطور بگم با من نیستی؟؟ آره! خودت
میدونی…. میدونی که همیشه با منی …. میدونی که تو ، توی لحظه لحظههای من جاری
هستی…. آخه تو ، توی قلب منی… آره ! تو قلب من….
برای همینه که همیشه با منی… برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی… برای
همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم… آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه… هر وقت حس
میکنم دیگه طاقت ندارم…. دیگه نمیتونم تحمل کنم… دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس
عمیق میکشم…. دستامو که بو میکنم مست میشم… مست از عطرت !!
صدای مهربونت رو میشنوم … و آخر همه ی اینها به یه چیز میرسم…..!
به عشق و به تو….. آره… به تو !! اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه… اونوقت تو رو نزدیکتر از
همیشه حس میکنم…. اونوقت دیگه تنها نیستم حالا من این تنهایی رو خیلی خ
زهــــرآ "زری"
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت … دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت … حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد … زخم داشت و ننالید… گریه کرد ؛ اما اشک نریخت … ... ... ... حکایت من ؛ حکایت داستان عشقی ست که فرهادش! عاشق شیرین نیست!!!
زهــــرآ "زری"
مگه اشك چقدر وزن داره که با جاري شدنش ، اينقدر سبک مي شيم...!!
زهــــرآ "زری"
دختره کيبوردشو يادش رفت فارسي کنه ،استاتوس زده :
lk ]rnv phgl hlv,c o,fi...fifi...]rnvhdk[h o,fi
150 تا لايک گرفته...
کامنت پسرها:
1. خيلي زيبا گفتي مثل خودم فکر ميکني
2. چقدر متن پر احساسي بودد، تحت تاثير قرار گرفتم..
3. من مخالف اين جمله بودم.وقتي يه خورده فکر کرد ديدم حق با تو
زهــــرآ "زری"
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی. دلت بگیره ولی دلگیری نکنی. شاکی بشی ولی شکایت نکنی . گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن... خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری! خیلی هادلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی..... !
زهــــرآ "زری"
عاطفه:تو زن داري؟ علي:نه بابا زنمون كوجا بود عاطفه:نامزد داري ؟ علي:نگرفتم تا حالا عاطفه:يعني تا حالا عاشق نشدي ؟ علي:اه نه بابا نه قربـــــــــــونت بيگير بخواب عشق كدوُمه اه انگُولكــــــــــمُون نكن نذار ياد اون چيز ايي كه نداريم بيوفـــــــــــــتيم مصبتــــــــــــــــو شكر، هر چي خورده بوديم پريــــــــــد اَه ما كــــــــــــجاييم تو كــــــــجايي بابا اه، اي گور پدرت دايــــــــــي ببين چه آشي واسمون پختي پاك خودمونم داريم ميريم گَرووووووو.....!
یدونم برا من بباف لطفا. زمستون بدردم میخوره
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبلپولشو بده
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبلقیمت؟
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبل10000 دلار
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 17 ساعت و 52 دقيقه قبل