زهــــرآ "زری"
گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره 2 بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشد... ولی ما هنوز صادق ترینیم.
زهــــرآ "زری"
به ادماي توي فيلما که ...
... آخرش خوشبخت مي شن حسوديم مي شه
.. خدايــ…ـا
نمي خواي يه ذره بزني بره جلو..؟
زهــــرآ "زری"
نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل باش که گفته خود را هدر دهی . . .
زهــــرآ "زری"
این است تمام ادمیت : حسرت دیروز ، حرص امروز و دغدغه فردا . . . .
زهــــرآ "زری"
بعد از گرفتن دست هایت تمام دنیا را لمس خواهم کرد تا عشق به همه سرایت کند ...
زهــــرآ "زری"
قند خون مادر بالاست
دلش اما همیشه شور می زند برای ما
اشکهای مادر , مروارید شده است در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد!
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش ...
زهــــرآ "زری"
دلم می خواهد بخوابم مثل ماهی حوضمان... که چند روزیست روی آب خوابیده است
زهــــرآ "زری"
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید
که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد
یک امید قلبی به تو گوید که
خدا هست هنوز
...
زهــــرآ "زری"
انسان با سه بوسه تکمیل می شود
1-بوسه مادر که با ان پا به عرصه خاکی می گذاریم
2-بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی
3-بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری
زهــــرآ "زری"
پیشفرض آری زیبایی رفته بود٬ آن هنگام که من رسیدم به گل او چشم بسته به دنبالش سرنهادم نیمه چنگی بر او در اینجا و نیمه چنگی بر او در آنجا... و این است همه آن چیزهایی که در دست من بر جای مانده شکل پرواز او!
زهــــرآ "زری"
سالهــــــــــا دویده ام
با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا
دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است
دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد . . .
زهــــرآ "زری"
نامت چه بود؟ آدم فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت محل تولد؟ بهشت پاك اینك محل سكونت؟ زمین خاك آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق رنگت؟ اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان وزنت ؟ نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك جنست ؟ نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا شغلت ؟ در كار كشت امیدم شاكی تو ؟ خدا نام وكیل ؟ آن هم خدا جرمت؟ یك سیب از درخت وسوسه تنها همین ؟ همین !!!! حكمت؟ تبعید در زمین همدست در گناه؟ حوای آشنا ترسیده ای؟ كمی ز چه؟ كه شوم اسیر خاك آیا كسی به ملاقاتت آمده؟ بلی كه؟ گاهی فقط خدا داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه؟، ولی... ولی چه ؟ حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟ دلتنگ گشته ای ؟ زیاد برای كه؟ تنها خدا آورده ای سند؟ بلی چه ؟ دو قطره اشك داری تو ضامنی؟ بلی چه كسی ؟ تنها كسم خدا در آ خرین دفاع؟ می خوانمش ك
زهــــرآ "زری"
نمــــی دانم چه رســـــمی ست همیشه دلــــــم را آنکس می شکــــند که هیــــــچ گاه حاضر به شکستن دلــــش نشـــــده ام ....
زهــــرآ "زری"
وقتـــی دلـــت گــرفتـــه ،
وقتـــی غمگینـــی،
وقتـــی از زنـــدگـــی سیــــری ...
حـــواستـــو خیلـــی جمـــع کـــن چـــون طعمــــۀ خــوبـــی هستــــی !
یدونم برا من بباف لطفا. زمستون بدردم میخوره
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبلپولشو بده
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلقیمت؟
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 46 دقيقه قبل10000 دلار
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 33 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 3 دقيقه قبل