ظهر قرار بود یه #جای_خوب بریم...یه #بابابزرگم زنگ زد به #مامانم گفت بیا واسه کاری بهم کمک کن...اون یکی #بابابزرگم چشم درد گرفت به #بابام زنگ زد بیا منو ببر دکتر...بعد عمم باید هفته بعد #بچه_اش به دنیا می یومد، دکتر گفت #امروز...لوله کشی آب خونمونم مشکل پیدا کرد...خوب #خدایا یه دفعه یه #زلزله نازل می کردی دیگه...
وقت و بی وقت گریه . یه چیزایی هست . می خوای بگی. به کی؟ اونی که باید بهش بگی . نیست. برا همیشه خوابیده . حالا فقط می تونی باهاش حرف بزنی، البته تو خیال . کار دیگه ای از دستت بر نمیاد . گریه کن . گریه کن که خدا تو صدای گریه های بنده هاشه . خودش گفته همیشه کنارتم . گریه هم همیشگی شده با من .
Naaaaaaaaa
!!!!!!!!!Bob Ross amate?!

12 سال و 11 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 18 دقيقه قبلنع ... دختر خاله بابا بزرگمه....
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبلnoch noch noch.... vali yekam tahcherasho dari
... muhatam bede daste mn beham bezanam vasat mishi copyyysh.... 



12 سال و 11 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 10 دقيقه قبلآیا به فکر کشته شدنی؟؟؟
بابراس فوق العادست...
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 17 ساعت قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 16 ساعت و 55 دقيقه قبل