♥♥٠· S e p e h r ˙·...
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم. جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد . پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند . پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود ...
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
جدیدترین متد تقلب …. ! هنر نزد ایرانیان است و بس !
♫❤♫❤ مســـــعود ♫❤♫❤
گاهی بی هوا دلم هوایت را می کند هوای تو تویی که هیچوقت هوایم را نداشتی ...
ßάßάk яєzάiє
آنگاه که خنده بر لبت میمیرد / چون جمعه ی پاییز دلم میگیرد / دیروز به چشمان تو گفتم برو / امروز دلم بهانه ات میگیرد .

14 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 40 دقيقه قبلخوبه؟
من اینو دوسش دارم (
)
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 36 دقيقه قبلتقدیم ب تو
میسییییییییییییی
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 35 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 33 دقيقه قبلخواهش میکنم