mahsa
وصیت نامه زیبای حسین پناهی
Amirhossein♫♪♫
تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته
مهشاد
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: این چیه دستت؟ ترکه: این خواهر و مادر ممده !!!
ارزش افزوده
دمش گرم...عجب برفی بارید پریروز
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 11 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 10 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبل