@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
هووووووووووووورررررررررررررررااااااااااااا خدایا شکککککرت، یکی از ته مونده های درسام(بیخود ترین) پاس شد،3 واحد دیگه دارم که آرسی میشه و والسلام، از این به بعد میتونین مهندس صدام کنین
دلم گرفت یهووووو! همین بعدش تلم زنگید:بریم حرم؟ فداش شم طاقت دلتنگی ما رو هم نداره...چه کیفی میده! این وقت شب زیارت شعبانیه ما رفتیم حرم یااررررر ...سفارشی نیس؟
هرکی هرچی داره از کرم رضا(ع) داره ..... ما به نگاهی قانعیم .... بگو مارو یادت نره .... بگو خیلی وقته نیومدیم واسه انجام وظیفه .... بگو ... لب تشنه اگر آب نبیند سخت است / نوکر رخ ارباب نبیند سخت است ..... بگو به پات نوشته شدیم .... تحمل مون کن .... یا حق ....
در پس اکثر لغات و اسم ها فلسفه ی جالبی نهفته است. چرا "استکان"؟؟ در زمانهای قدیم هنگامیکه هندوها با کشورهای عربی مراوده تجاری داشتند برای نوشیدن چای به همراه خود پیالههایی را به این کشورها خصوصا عراق و شام قدیم آوردند که در آن کشورها به بیاله معروف شد.پس از آن اروپاییانی که برای تجارت به کشورهای عربی سفر میکردند چون در کشورشان از فنجان برای نوشیدن چای یا قهوه استفاده میکردند هنگام بازگشت به کشورشان این پیالهها را به عنوان یادگاری میبردند و آن را East Tea Can مینامیدند. "یک ظرف چای شرقی"به تدریج این کلمه به کشورهای شرقی بازگشت و در آنجا متداول شد.
گزارشگر : و در اینجا گوساله ای را در حال شیر خوردن می بینیم ! پـَـَـ نــه پـَـَ گوساله ای را می بینیم که مامانش رو داره باد می کنه بره هوا . خودش با دوستاش برن ددر
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 9 روز و 8 ساعت و 24 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 8 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبل