@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
امام رضا (ع) : بارالها، کار ظهور بندة شایسته و خلیفة راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما، همانگونه که کار پیامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودی، و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار، و از سوی خویش با «روح القدس» او را یاری و پشتیبانی فرما، دیدهبانانی ازپیش رو و پشتسر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند، پس برای هیچیک ازآفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به «ولی» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از یاران او بشمارآور،که همانا تو بر هر کاری توانایی.
شهیدی که وصیت کرد با چکمه خاکش کنند (حسین سوزنی - خرم آباد ) مادرم دلم ميخواهد هنگامي كه مرا در قبر ميگذاريد دستهايم را باز بگذار تا همه بدانند كه با آغوش باز به استقبال شهادت رفتهام. مشتم را بسته بگذاريد تا منافقان بدانند امت محمد (ص)هيچگاه تسليم زور نخواهند شد و يابا مشت گره كرده در مقابل ظالم خواهد ایستاد. چكمههايم را در پايم بگذاريد تا كفار بدانند هميشه گوش به فرمان امام و آماده نبرد بودهام. چشمهايم را باز گذارند تا منافقان بدانند با چشم باز با روح خدا بيعت كردهام. سينهام را باز بگذارید تا كفار بدانند آن را سپر اسلام قرار دادهام
یک #دختر و آرزوی لبخند که نیست . . . . یک #مرد پر از کوه دماوند که نیست . . . . یک مادر گریان که به دختر می گفت. . .. #بابای تو زنده است... و هر چند که نیست.
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 14 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 14 روز و 1 ساعت و 41 دقيقه قبل